372
میخوام قبل خوابیدن اینو بنویسم که یادم نره
یه پسری هست اصفهانیه تو دانشکدهمون ، مسئول سلفه ، خیلی ادم جالب و با شعوریه
بعد من با این سلام احوال پرسی میکنم همیشه و تو اینستا همو داریم و اینا
و یکی دیگه هم هس که اونم از قضا مسئول سلفه
امروز سر نهار دیدم این دومی با یکی از مسئولای دانشکده اومد اینور منو نشون داد رفت 😂
منم داشتم تهدیگ میخوردم با دهن پر و مقنعه ی افتاده اینجوری بودم که چیشده ؟
برگشتن سر جاشون
دوباره دیدم پسره برگشت گفت غذاتو خوردی بیا گفتم باشه
خب حالا داستان چی بود ؟
انگار یکی رو میخواستن برا سلف و جفتشون اتفاق نظر داشتن که من خوبم برا این کار 🥲🥺
+ [ پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲ ] [ 1:57 ] [ Meli ]
|
یا مرا