میخوام قبل خوابیدن اینو بنویسم که یادم نره

یه پسری هست اصفهانیه تو دانشکده‌مون ، مسئول سلفه ، خیلی ادم جالب و با شعوریه

بعد من با این سلام احوال پرسی میکنم همیشه و تو اینستا همو داریم و اینا

و یکی دیگه هم هس که اونم از قضا مسئول سلفه

امروز سر نهار دیدم این دومی با یکی از مسئولای دانشکده اومد اینور منو نشون داد رفت 😂

منم داشتم تهدیگ میخوردم با دهن پر و مقنعه ی افتاده اینجوری بودم که چیشده ؟

برگشتن سر جاشون

دوباره دیدم پسره برگشت گفت غذاتو خوردی بیا گفتم باشه

خب حالا داستان چی بود ؟

انگار یکی رو میخواستن برا سلف و جفتشون اتفاق نظر داشتن که من خوبم برا این کار 🥲🥺