655

داریم میریم ذرت بخوریم 💛

.

.

+ بخاطر علیرضا داریم میریم وگرنه من ذرت دوست ندارم 😔💔

654

بی صبرانه منتظرم موهاشو ببینم

653

برم براش شیر مو بگیرم

652

زنگ زدم مامانم

+ کجایی ؟

: آرایشگاه ، "م" موهاشو کوتاه کرد به حرف ما گوش نکرد

+ موهای خودشه خواسته کوتاه کنه دیگه ولش کنید ، بعدشم موهای فر کوتاش قشنگه

صدای "م" : ملیکا همیشه از من حمایت کرده ( با خنده ) ، برات جایزه میخرم

😂💔

651

خب میتونم بگم قشنگترین عکسیه که تابحال گرفتم

.

.

+ من از همون سلفم محو چش و ابروی این پسر بودم

650

چشاش 🫠🫠

649

تو آخرین دقایق ، صبرم تورو بهم داد 💛

648

چش قشنگ جذاب من ❤️‍🔥💛

647

حالا مگه این سه ساعت میگذره ؟ 🥲

646

نوک انگشتام خیلی دماش میره بالا

وقتی گوشی میگیرم دستم بیشتر خودشو نشون میده

یه وقتایی فک میکنم گوشی داغ کرده انا بعدش متوجه میشم مشکل از دستامه

امروز که پیش رقیه بودم پرسیدم دستام داغه ؟ یا فک میکنم داغه ؟ گفتش خیلی داغه

انگار که تو آتیشه دستام

خیلی اذیتم میکنه

645

باتری اجتماعی بودنم به شدت خالی شده و دلم نمیخواد جایی باشم میرم دانشکده بر میگردم سرمو میندازم پایین مجبور نشم با کسی سلام احوال پرسی کنم کل تایمی هم که خوابگام یا خوابم یا بیرون اتاق هندزفری زدم

.

.

.

+ کتابو گرفتم که بیکار بودنم زیاد به چش نیاد

++ گفتش که " یهو فراموششون نکن بذار کنار " ولی خب میدونستم بخوام بخوام این اتفاق میوفته وقتی برگردن و افتاد

+++ نسبت به آدم جدید بسیااارررر مقاومت دارم

644

که خدا بغل کند مگر مرا

643

قبل علیرضا خیلی عادت داشتم تنها برم کافه و ساندویچی و اینجور جاها

کلا همجا تنها میرفتم غالبا وقتایی که اینجا بودم

الان ولی تنها بهم نمیچسبه

احساس میکنم اونم باید باشه

بهتر بگم اون باشه بیشتر خوش میگذره

642

شروع کتابه که خوب بود

641

من اینقد رو اسپویل شدن کتابام حساس بودم و هستم که حال به حال کتابایی که میخوام بخونمو اسمشو اینجا نمینویسم یهو یکی اتفاقی اسپویل نکنه

تو اینستا هم تا کامل نخونمش نمیذارم مگه اینکه دیگه نخوام بخونمش 😂

.

.

+ پسر جذاب من 💛❤️‍🔥

640

یادم باشه امروز یه کتاب از دانشکده بگیرم

639

اپ اینستارو هاید کردم و میزان استفاده‌م ازش بسیار کم شده و خدارو شکر 💛

638

همه چی امن و امانه خدارو شکر

.

.

+ علیرضای عزیز من 💛

++ اومد تشکر کرد به خاطر این چند روز ، یجوری که انگار خودشم میدونست قرار نیس ادامه پیدا کنه ولی خب ایتز اوکی ، من مشکلی ندارم

+++ دوش گرفتن بار ها منو از فروپاشی روانی نجات داده ، بعد هر حموم امید به زندگیم میره بالا تا یک ساعت

637

خواب چیز خوبیه

636

ای برده امان از دل عشاق کجایی

635

علیرضا 💛

634

من فردا کوییز دارم 😐

ساعت ۱ باید یادم بیاد ؟🤦🏻‍♀️

ای خدا ملیکا خیلی گاوی

633

علیرضای مهربونم

چقدر دوست دارم

چقدر برام مهمی

چقد امنی برام

.

.

.

+ کاش انگشترم پبدا شه خیلی برام ارزشمند بود

++ ۱۰۷ روز 💛

632

کاش فقط به من گیر میداد

کاش میومد یقه ی منو میگرفت

کاش اصلا همه همه‌ی غراشونو به من میزدن ولی با اون کاری نداشتن

631

کاش یکم قوی‌تر بودم

630

عاشق تک به تک جزئیاتشم ❤️‍🔥💛

629

بغض دارم

628

لابد داری دیگه

627

مگه مرض داری چیزی که گذشته رو دوباره و دوباره با خودت مرور میکنی ؟

626

خیلی چیزا میخوام بنویسم ولی الان خوابم میاد

625

زندگی دقیقا همون چند دقیقه بود که ایستاده بودیم به تماشای بازیشون

چی از این بهتر که علیرضا کنارم بود ، بازی رو نگاه میکرد ، میخندید

.

.

+ واقعا آدم چی میخواد تو زندگیش قشنگتر از خنده‌ی عزیزاش ؟

++ عزیز ترینمی

624

نیاز داشتم که بهم " خوش بگذره "

و گذشت 💛

623

آدمای زیادی تو پارک بودن ، ما کلا خانواده ی اهل تفریح و سفر و اینا نیستیم ولی دلتنگ اون موقعایی شدم که سیزده بدر میرفتیم بیرون بابام کباب درست میکرد خواهرام عکس میگرفتن ، مامانم میگفت از طبیعت لذت ببرید و من تو افکار خودم غرق بودم

بعدش یه جا فوتبال بازی میکردن ، رفتیم چند دقیقه تماشا کنیم ، انگاری شرط بسته بودن سر ۲۰ تا گل ، خیلی خوب بود ، شوخی های بابای خونواده ، هیجان دادنای مادر خونواده ، تشویقاشون ، تماشاش واقعا لذت بخش بود

.

.

+ خنده های علیرضا آخیش منه ، چه تو چت ، چه پشت تلفن و مخصوصا حضوری ... اینجوریم که : قربونت برم تو فقط بخند گور بابای دنیا 🫠

++ همیشه دیدن شادی بقیه منو به وجد آورده ، دوس دارم ببینم بقیه حالشون خوبه

622

امروزم ( در واقع دیروز ) خیلی خوب بود ، کلا روزی که کنار علیرضا بگذره خیلی خوبه

فقط امروز یه خورده برا خودم عجیب بود و احتمالا رفتارام برا علیرضا هم عجیب بوده

بغلش بودم ، دستش تو دستم بود ، داشت با من حرف میزد ، ولی در لحظه به قدری دوست داشتنم نسبت بهش زیاد بود که نمیدونستم چکار کنم ، واقعا کنترل احساساتم برام سخت بود و خب خودشم فهمید

.

.

+ میتونم ساعت‌ها به چشاش نگاه کنم و سیر نشم

++ کاش هیوقت این قدرتو پیدا نکنه که ذهن بقیه رو بتونه بخونه

621

علیرضای عزیزم 💛

620

اه چرا ساعت نمیگذره

619

فیلم ترسناک گذاشتن

بد نیست

.

‌.

+ خدایا میشه الان که برام مسخره بازیه و نمیترسم ، فردا ترسش نیوفته به جونم و همچنان نترسم ؟

++ نمیخوام برگردم به اون دوران که کابوس میدیدم

618

کاش سفارشم امروز به دستم برسه

617

من هنوز تو ماه رمضون موندم طی روز میل به چیزی ندارم

این بچه هر بار هر چی آورد وسط گفت ملیکا بخور من نخوردم

دیگه دارم خجالت میکشم اینقد گفتم نه

616

زن‌داداش 🤌🏻😂

.

.

+ داداش علیرضا ! 😂😂💔

615

چای چیز خوبیه

614

دیشب با اینکه خوابم تیکه تیکه بود و هر یه ساعت یه بار بیدار میشدم اما تو همون یه ساعتا خوب خوابیدم

613

یکی از بهترین ویژگی های علیرضا اینه که اونقدر امنه که با خیال راحت میتونم پیشش حوصله نداشته باشم ، ساکت باشم ، گریه کنم و مطمئن باشم قضاوتم نمیکنه

612

ازم پرسید هنوز با همین ؟

من اینجوری بودم که 😐🤨 معلومه که باهمیم

پسر قشنگم 💛🫠

پناه امن من 💛

معلومه که با همیم

کجا میتونم مثل این پسرو پیدا کنم آخه ؟ 🫠

.

.

.

+ مگه عمر رابطه ها چقدر کوتاه شده که اینو پرسید ؟

++ من قبلا اینجوری بودم که فکر میکردم حتما بابد حداقل یکی دوسالی از رابطه‌ت بگذره که اسم رابطه بیاد روش و جدیش بگیری ولی خب با حضور علیرضا فهمیدم که کیفیت رابطه خیلیییی مهم تر از کمیتشه ، با وجود علیرضا من چیز هایی رو تجربه کردم و حس کردم که به جرئت میتونم بگم فقط و فقط چون علیرضا کنارم بود اینقدر سریع پیش رفت

+++ امروز که تو پارک کنارش نشسته بودم دستشو گرفته بودم داشتم به این فکر میکردم من چقدرررر این پسرو هر روز بیشتر از روز قبل دوسش دارم ، چقدر انتخابم درست بوده ، چقدررر یک آدم میتونه خوب و باشعور و دوست داشتنی باشه

611 ( اندراحوالات صدمین روز )

امروز ( در واقع دیروز ) صدمین روزیه که با همیم

خیلی همچی قشنگه

خیلی همچی خوبه

خیلی همچی باب دله

خیلیییی دوسش دارم

خیلی کنارش آرومم

خیلی حضورش برام ارزشمنده

هرچی از حال خوب این صد روزم بگم کم گفتم

همچی تو بهترین حالت خودشه 💛💛

610

دلم برا تختم تنگ شده بود

609

کاش یکی بیاد وسیله هامو مرتب کنه

608

ملیکا بخواب تورو جدت

607

14 هفته 💛

606

خوابم مشکل خورده یکم سخت تر از قبل خوابم میبره

605

وقتایی که مامانم خونه نیس ، کسی کاری به کارم نداره ، انگار که روحم ، نیاز دارم دخترخالم دنیا بیاد این دوروز رو بذارنم به حال خودم

604

وسیله جمع کردن خیلی سخت بوده برام همیشه

603

خسته از خویشم در آغوشم بگیر

602

خدایا منو از دست این اساتید زبون نفهم نجات بده

601

دلم میخواد همچی به جز علیرضا رو پاک کنم

زدم چت همه رو پاک کردم

دایرکتارو همه رو پاک کردم

دلم میخواد پستای اینجا رو پاک کنم

همه رو آنفالو ریمو کنم

تنها چیزی که به زندگی وصلم کرده علیرضائه

خدا آوردش تو زندگیم که ازون حجم از ناامیدی بکشه منو بیرون

600

خونه‌ زندگیم 💛

599

چی میتونه ازین که هی نشه بدتر باشه ؟

.

‌‌.

+ تنها چیزی که داره منو به زندگی وصل میکنه و امید میده بهم حضور علیرضاس 💛

598

Unpopular opinion :

تخمه کدو با پوستش خوشمزه تره

597

مهمون که حبیب خداست ولی دم افطار بدون هماهنگی چرا میای آخه 🤦🏻‍♀️

596

از تنهایی شبا بدم میاد ، دقیقا اون لحظه که همه خوابیدن ، همه جا سکوته ، اگه منم بخوابم که خب هیچی ، ولی اگه بیدار بمونم قشنگ دهنم صاف میشه ، چنتا حالت داره ، یا ترس میوفته به جونم ، یا اینقد فکر و خیال میکنم که یه جور دیگه حالم بد شه

595

+ خدایا منو از مغزم در امان نگه دار

593

مث جونم ، مث چشمام 💛

592

به گونه ای وارد زندگی پیچیده و آشفته ام شد که انگار یک ترانه ی خوب در خلق و خوی بد اثر کند ... 💛

591

دوستان ، یک نصیحت رو از بنده به خاطر داشته باشید " آدم تاکسیک ، تاکسیکه " فک نکنید چون یکیشون از بقیه ی آدم های سمی بهتون نزدیک تره ، پس کار درست اینه که شما رفتارتون عوض نشه ، با خیال راحت حذفشون کنید ، اگه حذفشون نکنید ، خودخفن‌پنداری خاصی در اونا شکل میگیره ، به این صورت که فک میکنن ** خاصی هستن

.

.

پ.ن : اگر هم لطفی در حق شما کردند ، تشکر کنید و سپس حذفشون کنید

پ.ن ۲ : بابت دیر حذف کردنشون بعدا شرمنده ی خودتون میشید ، ممکنه پشیمون شید که چرا اینقدر دیر حذف کردید ، ولی یادتون باشه ماهی رو هروقت از آب بگیرید تازه‌س

پ.ن : لطفا بعد ویرگول ها فاصله بذارید ، قشنگ تر میشه 💛

590

خیلی حالم خوبه

خداروشکر 💛

.

.

.

دوست دارم بارها و بارها خدارو بابت علیرضا سپاس بگم 💛

589

صبر داشته باش

588

13 هفته 💛

.

.

+ سیزده قشنگم 💛💛

587

تحمل و تاب‌آوریم به شدت کاهش یافته ، به شدت ، جوری که هرچیزی سریع بهم میریزه منو ، از این وضعیت خسته‌م

.

.

+ ولی خب همچنان دلم به این خوشه اونی که باید بدونه چخبره میدونه

++ من آدم ترسوایم

++ خدا علیرضا رو برای من نگه داره 💛

586

تازه علاوه بر‌ شکر چیپس و پفک و اینام هوس نمیکردم 🥲

دوران طلایی ای بود 😂💔

585

خدایا به من اراده‌ی حذف شکر رو بده 💔😑

‌.

.

+ نمیدونم اون تایم چجوری شکر نمی‌خوردم که نه تنها نمی‌خوردم ، بلکه هوس هم نمی‌کردم

584

90 روز 💛

583

بلانسبت مث حیوان وفادار خوابم میاد و خوابم نمیبره 💔

582

کاش گم نشده باشه

581

شد سه ماه 💛

مبارکمون باشه 💛🩷

580

علیرضای قشنگم 💛

579

کاش همون موقع میخوابیدم

577

کاش همون نیم ساعت پیش که دراز کشیدم میخوابیدم ، یه غمی یهو ریخت به دلم که الان فقط میخوام گریه کنم

576

از اونجا که خودم آدم درددل کردن نیستم ، با خانواده هم درددل نمیکنم چه برسه به فامیل ، دیروز که به دختر‌عمه‌م گفتم " هر روز چنتا کیس خودکشی میاوردن بیمارستان " و در جواب گفت " من به قدری تحت فشار بودم یه مدت که فقط منتظر بودم تنها شم یه بلایی سر خودم بیارم " نمیدونستم چی بگم ، فقط سکوت کردم ، هیچی نگفتم ، در اینجور مواقع نمیدونم چی بگم که طرف مقابل از اینکه داره درددل میکنه احساس پشیمونی نکنه و راحت حرفشو بزنه

575

87 💛

574

کاش تعطیلات نبود ولی دانشگاه هم نبود

573

دردای عجیبی شبا میپیچه تو دست و پام

قشنگ استخونش درد میگیره

جوری که گوشی دست گرفتن سختم میشه

572

من حرف نمیزنم

خیلی وقته که حرف نمیزنم

خیلی وقته که نمیخوام حرف بزنم

چون هر بار دهنمو وا کردم یه داستانی شده

571

که من باد میشم میرم تو موهات 🫠💛

570

بعد ساعت ۱۲ شب فاصله ی بین فکر و عملم ۱۰ ثانیه‌س ، یعنی کلا ده ثانیه به خودم مهلت میدم پشیمون شم 🙂

.

.

+ دروغ میگه قبل دوازده هم همینه 🙂💔

++ خداروشکر میکنم بابت وجود علیرضا و درک و شعور بی‌نهایتش 💛

569

مامانم خطاب به پدرم : هر کی زودتر آهنگ گذاشت 😂🤦🏻‍♀️

.

.

+ خب مادرم پیروز شد

++ حالا خوبه آهنگاشون مثل همه

567

فامیلای ما نمیان ، نمیان ، نمیان ، یهو همه با هم تصمیم میگیرن بیان

566

خب پیرو پست قبل

ملی دیگه پشیمونم بشی فایده نداره 😂💔

امیدوارم نتیجه رضایت بخش باشه

565

خدایا منو از تصمیمایی که بعد ۱۲ شب میگیرم پشیمون نکن 💛😁

564

خدایا شکرت 🩷

563

84 روز

12 هفته

نور چشمم 💛

.

.

+ قندی و عسل 💛 🍯

562

خدایا منو از دست مغزم نجات بده لطفا

561

از حموم اومدم دیدم فِرام قشنگ شده ( یکم قشنگ شده 😂) شونه نزدم موهامو ، الان یه جوری گره خورده به هم انگار دو هفته‌س شونه نزدم

.

.

+فرقی نداره من چقد شونه بزنم موهامو ، دو دقیقه ی بعدش دوباره گره خورده

560

یه نوت دارم تو گوشیم از خرداد ۴۰۱ ه

سپاسگزاری و این حرفا

هر شبی که یادم میموند میومدم مینوشتم چنتا چیز

هر چند وقت یه بارش بخاطر این که میخواستم بیوفتم و نیوفتادم خوشال بودم 😂😂😂

( منظورم از نیافتادن نیوفتادنی که اگه می افتادم بلای جدی سرم میومد مث پله و ارتفاع و جایی که لبه تیز داره )

.

.

+ پاکش کردم ، میخوام از ۴۰۳ دوباره بنویسم

۴۰۳ مبارک 💛

جهت اومدن تاریخ فروردین ۱۴۰۳ تو آرشیو 💛

اولین دقایق فروردین با تو شروع شد ایشالا آخرین دقایقشم کنار تو تموم شه 💛