732

امروز که منتظر علیرضا بودم

یه ماشین رد شد از جلو

یه دختر بچه نهایتا ۴ پنج ساله

تا کمر اومده بود بیرون

بلند میخوند " غریبه آشنا ، دوست دارم بیا ... " 💛🫠

کیوووتتتتت 🥹

731

" تو در کل نیاز داری یکی بهت امنیت بده "

.

.

+ خوب شناختی منو پسر جذابم 💛

730

این روزا اینقد خوابم که وقت نمیکنم بیام پست بذارم

همچی خوبه

همچی عالیه

خدارو شکر

دیروز تو ذوقم خورد ولی با علیرضا رفتم بیرون اوکی شد

.

.

.

+ امتحان دارم دوشنبه 😐

729

امروز خیلی بد تو ذوقم خورد و ناراحتم

اما ایتز اوکی

728

خواهی ام بخوان

خواهی ام بران

جان فدای تو

جان فدای تو ...

.

.

+ میزنم نفس در هوای تو ... 💛

727

وقتی میرم کارآموزی احساس خنگ بودن میکنم

726

اون روزی که تو جشن روز دانشجو داشتم ازش عکس میگرفتم در تصوراتم هم نمیگنجید یه روز بشینم این پستو بنویسم

در حالی که هدیه هاش دستمه

دستبند ستمون دستمه

گاردای ستمون رو گوشیمه و ... 🫠

.

.

.

+ میگه که فکر نمیکردم بشه ، شد ! خداروشکر

725

عزیزترینم ، مهم ترینم ، دوست‌داشتنی ترینم

زندگی من 💛

خدا تورو به زندگی من آورد که بفهمم زندگی هنوزم قشنگیاشو داره

بی نهایت دوست دارم

خودتو

لبخند بی نظیرتو

چشای مهربونتو

صدای قشنگتو

مدل ملیکا گفتنتو

صدای خنده هات پشت تلفن

عاشقتم

عاشق تک به تک جزئیاتت

لبخندت وقتی موقع خدافظی میگم نگام کن

چشات وقتی با دقت به دورت نگاه میکنی

وقتایی که میخوای به دری وری هام نخندی ولی نمیشه

عاشق تک به تک سلولاتم

بمونی برام پسر جذابم ❤️‍🔥🫠

.

.

+ خدا خیلی منو دوست داره 💛

724

عمر من 💛

723

امروز به اصرار مامانم رفتم بیمارستان

منتظر بودم که نوبتم شه خیلی داشت طول میکشید

استادم دید منو

منو برد پیش پزشک اورژانس ویزیتم کنه

گفت چیزی نیست

تهشم علیرضا اومد بیمارستان با هم برگشتیم

.

.

.

+ خدا علیرضارو برام نگه داره 💛

722

علیرضای عزیزم💛

چقدر برام مهمی

چقد دوست دارم

چقدر امنی برام

چقدر بابت وجودت از خدا سپاسگزارم

721

یه حالت خیلی بدیم

مهر ماه که مریض شدم همینجوری بودم با علائم شدید تر

الانم همونجوریم

به شدت خواب‌آلود ، به قدری که سر کلاس چشام میرفت ، ر۴تم صورتمو آب زدم برگشتم بازم همونجور ، خواستم خودمو باد بزنم با یه چیزی که دستم مشغول باشه دوباره خم چشام رفت هم دفترچه افتاد

وقتی هم ازخواب بیدار میشم سردرد شدید دارم

دست و پام درد میکنه و واقعا توان راه رفتن ندارم ، دو قدم که بر میدارم احساس میکنم یه جون از جونام کم میشه

خلاصه که خیلی وضعیت بدیه

.

+ تازه هوا گرم هم هست

720

خدایا شکرت 💛

.

.

+ من الان تحمل مریضی رو ندارم کاش فقط خستگی باشه و مریض نشده باشم

719

خدا بزرگه 💛

718

امروز دومین دفعه ای بود که وقتی بیدار شدم کل بدنم میلرزید

717

فک کردم زلزله اومده

سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم اومدم بیرون

تمام تنم میلرزه هنوز

716

آخه فرق داری ... 💛

.

.

.

+ حسابت از دنیا جدائه دور چشات بگردم 🫠

715

من همینطوریشم بلانسبت مث پنگوئن فلج راه میرم

با این کفشای سر هم اومدم مسافرت

و تبریک بگید

افتادم 🙂

.

.

.

+ اونی که به *** رفته ولی داره با کلی لباس گِلی بستنی میخوره موزیک گوش میده کیه ؟

احسنت ، ملی 👌🏼🧘🏻‍♀️

714

دیشب تا ۳ تو محوطه مسجد نشسته بودم

713

یه جوری با ذوق گفتم دوس پسرم خریده ، که امشب که اومد اتاقمون دید گردنمه خندید 😂💔

712

با عشق تو درگیر من 💛

711

اومدم خونه‌ی عمم

گشنمهههه 😭😂

710

نشد یه حرفی بزنم یه حرفی بعدش نیاد

709

استفاده‌م از اینستا خیلییی کم شده و خوشالم ازین بابت

708

پناه امن من ☁️💛

707

جگرگوشه 💛

706

خدایا شکرت

705

" من ۲۳ سال از خدا عمر گرفتم کسی تا بحال بهم نگفته بود چرا سسا رو بد باز میکنی "

😂😂😂😂💔

704

مردمک چشم یه سوراخ وسط عنبیه چشمه

یعنی در واقع هیچی نیس

من نمیدونم چجوری میشه همین هیچی ، تو یه آدم اینقدر جذاب باشه 🫠🫠

703

در کمال تعجب اسم خودمو بین کسایی که قرار بود ببرن اردوی تهران دیدم ، و کاشف به عمل اومد که انگاری فعالای کتابخونه رو کلا اسمشونو رد کردن

702

خبر مادر شدن کسی رو شنیدم که میدونم لایق ترینه و قراره مادر دوست داشتنی ای بشه 💛

اردیبهشت تا الانش پر خبر خوب بوده

701

خدا بزرگه

700

چیزایی که قبلا اعصابمو بهم میریخت و فکرمو مدت ها درگیر میکرد و خودخوری میکردم ، الان با وجود علیرضا خیلی بهتر شده و اذیتم نمیکنه 💛

حضورش نعمته 💛💛

699

نیاز دائمی به اینا دارم

698

فردا علیرضامو میبینم 💛

697

خدایا شکرت 💛

696

کاش فردا یه خبر خوب بشنوم 💛

خدا از جایی میرسونه که فکرشو نمیکنی

695

خستم

694

خواب خوبه 💛

693

امروزم اینقدر شلوغ بود که دارم میمیرم برا یه ذره خواب

‌.

.

+ من واقعا به نوشتن وابسته‌م و فکر میکنم جزو بهترین عادتاییه که برا خودم ساختم

++ علیرضای مهربون و صبور من 💛❤️‍🔥

692

از فردا میخوام پادکستو دوباره شروع کنم

691

کاش یکی به این آدم بگه مرد حسابی تو دیابت داری این همه نوشابه برا چیته

690

قلب من 💛

چارماهه کنار خودم دارمش

689

همچی دست ب دست هم داده من دیر برسم خونه

688

گشنمه دلم نیمرو میخواد

با قارچ و پنیر 😂

687

" هنوز نمیتونی قبول کنی من دوس پسرتم "

686

کارت دانشجوییمو دادم بهش که بده به بیتا

: چقد فرق داری ، اینو به کسی نشون نده 😂💔

685

اردیبهشت زیبا 💛

خیلی داره خوب میگذره خدارو شکر

.

.

+ علیرضای عزیز من 💛🫀

684

الان بیشتر از یه ساعته دارم تو پارک نگاش میکنم

بلااستثنا همه ی سرسره هارو با کله اومد پایین

خنگ کیوت 😂🫠

683

بخواب ملی

بخواب تورو جدت

682

بخواب دیگه چرا بیداری 🤦🏻‍♀️😑

.

.

.

+ یه روزی بلخره میفهمم تمام عمرم مازوخیسم داشتم

681

مستوره جانم پیشنهاد داد که پستای قبل آذر رو عدم نمایش بزنم

که من کلا آرشیو قبل آذر رو دیلیت زدم

.

.

+ 371 پست رو یکی یکی پاک کردم 😁😂

++ ازونجایی که وبلاگ برا خودم بالا نمیاد دیگه نگا نمیکردم چیه همه رو از یه طرف پاک کردم

680

یعنی من اصلا نرمال نیستم

یه روزایی اگه کل روز هیچی نخورم اصلا گشنم نمیشه و میل به چیزی ندارم

یه روزایی هم دائم الگشنه‌م

.

.

+ به سرم زده کل این وبلاگو از بیخ و بن پاک کنم یه وبلاگ دیگه بزنم ولی به دو دلیل این کارو نمیکنم ۱ : آرشیو آذر تا به الان ۲ : آدرس وبلاگم 🫠

679

همچنان مقاومت دارم در برابر نصب وی پی ان

و از طرفی دلم برا وبگردی تنگ شده 😂💔

678

ازین عادت با تو بودن هنوز

ببین لحظه لحظه‌م کنارت خوشه ...

677

بریم دوش بگیریم بخوابیم

676

فردا هم کلاس دارم لعنتی 🤦🏻‍♀️🥲

675

عوضش ماه قشنگه امشب 💛🫠

673

خدایا مجددا شکرت 💛

672

وبلاگم برا خودم بالا نمیاد و فقط میتونم پست بذارم ولی ایتز اوکی ایرادی نداره

امروز و دیروز روزای خوبی بودن ، انرژی داشتم ، انگیزه داشتم ، اتفاق های کوچیک ولی مثبتی هم افتاد ، امیدوارم تا آخرش همینجوری باشه

احساس میکنم تنهایی آدما اون موقع خیلی به چشم میاد که تنها نبودن بقیه رو میبینن ، من واقعا قبل علیرضا تنها بودم ، به معنی واقعی کلمه ، اونقدر تنها که اگه یه روز کلاس نمیرفتم ، اگه یه روزی نمی بودم کلا کسی متوجه نمیشد ، یا کسی نبود که ازش بپرسی خب ملیکا کجاست ؟ کسی ازم خبر نداشت

.

.

.

+ خدا علیرضا رو برای من نگه داره 💛

++ چیزهایی هست تو مغزم که باید خالی شه ولی نمیدونم چجوری بیان کنم ، میخوام بنویسم ولی نمیشه

+++ خدا موقعی که منو داشت خلق میکرد آپشن توانایی توضیح دادن رو غیر فعال کرد

++++ میدونم خیلی از کارایی که میکنم و رفتارایی که به صورت غیر ارادی دارم جزو ویژگی‌هام نیست و برمیگرده به مشکلای روحی روانی ای که ریشه ای شده تو ذهنم

671

خدایا شکرت 💛

670

اونی که قراراش تو زمستون ۸ صبح بود و الان تو این گرما سر ظهر کیه ؟

احسنت منو علیرضا 😂🤌🏻😍

.

.

+ بدون هیچ گونه مقاومت

669

من برا زندگی کردن خیلی انسان ضعیفیم ، زندگی کردن در حیطه ی تخصص من نیس ، و بدتر اینه که من هنوز مشکل بزرگی رو تجربه نکردم ، و الان وقتی اینجوری احساس ضعف میکنم خدایی نکرده مشکلی پیش بیاد قطعا کم میارم سریع

.

.

+ بخوابم تا دوباره مغزم نابودم نکرده

++ خدایا شکرت 💛

668

خندیدن علیرضا >> هرررر چیز دیگه ای

.

.

+ تو بخند فقط قربونت برم 🫠💛

667

یه حقیقتی که نمیتونم انکارش کنم اینه که علیرضا اگه یهو وسط راه بخواد تنهام بذاره من گم میشم 😔💔😂

666

ششصد و شصت و شش

****

امروز از خوابگاه که اومدم بیرون اونور خیابون یه سگ بود که گوشای باحالی داشت همینجوری که نگاش میکردم به این فک میکردم این سگه یا روباهه

رفتم دانشکده کارامو کردم اومدم بیرون یه صد متر اینا که رفتم جلو سرم تو گوشیم بود داشتم پست میذاشتم یهو دیدم سگه کنارمه ، همون سگه

آروم برگشتم رفتم سمت سوپرمارکت نزدیک دانشکده ، گفت این خیلی وقته دنبالته 😂

دفه ی اولی نیس که سگ میاد دنبالم

گربه هم اومده

کلا حیوونا ازم نمیترسن من بلا نسبت مث همون سگ میترسم ازشون 😂💔

به مامانم که گفتم گفت یا احساس امنیت میکنه ، یا گشنشه نون بده بهشون

665

زود بیدار شدن هم چیز جالبیه

رفتم دوش گرفتم لباسامو شستم کتاب خوندم رفتم دانشکده برگشتم هنوز ساعت ۱۱ نشده

664

شخصیت اصلی کتابه رو مخ شده یکم

ولی کتاب خوبیه

663

یعنی من ده تا جوراب هم که داشته باشم

امروز که بشورمشون فرداش باز جوراب ندارم ک بپوشم

چجوری اینقد جوراب کثیف میکنم خودم موندم 😑🤦🏻‍♀️

662

وقتی یه کتاب خوب میاد دستم همیشه بین اینکه سریع بخونمش برم کتاب بعدی و اینکه آروم آروم بخونم که لذت ببرم ازش میمونم ، که معمولا اولی رو انتخاب میکنم

661

مث خنده تو بغضم اومدی 💛

660

از جان عزیزترم 💛

659

از تابستون و هوای گرم متنفرم

658

همه ی عوارض و علائم قبل و بعد میگرن رو دارم

657

حالم واقعا خوب نیس

حوصله صداهارو ندارم

حوصله ی موزیکام رو هم

حوصله ی اتاق رو هم ندارم

نداشتم یعنی

امشبم که برگشته کلا حوصله ندارم ، دلم نمیخواد تو اتاق باشم

دارن بیرون پاسور بازی میکنن

صدای کارتا رو مخمه

همچی رو مخمه

واقعا حالم خوب نیس و گر گرفتم

656

انگار از درون آتیش گرفتم

شاید تب دارم نمیدونم

یکم سردردم

یکم احساس تهوع میکنم

سرگیجه دارم

انگاری که تو هوای داغ تابستون بعد کلی خستگی دارم تو سر بالایی راه میرم دقیقا همونجوری