1164

یه بار با علیرضا بودم

رفتیم براش ماشین حساب بخریم

بعد تو لوازم‌التحریر ماشین حسابو انتخاب کردو داشت دکمه هاشو تست میکرد

بعد به فروشنده گفت این چجوری خاموش میشه

منم گفتم " عشقم باید اینو بزنی بعد اینو بزنی "

بعد که گفتم

حواسم جمع شد که کجام

اولین بار بود جلوی یکی بهش میگفتم عشقم

یعنی دو بار قبلا با دوستای علیرضا رفته بودم بیرون

ولی خب نگفتم اینجوری صداش نزدم ، به اسم صداش زدم

حس خوبی داشت 💛🫠

.

.

.

+ برگشت رو به فروشنده به من اشاره کرد پرستار مملکت میدونه چجوری خاموش میشه من مهندس نه 😁

1162

گفتم که کم بخورم وزن کم میکنم 😁

1163

من یه روزی عکس پست میکنم از اصفهان 💛

اصلا میخوام هشتگش رو هم بذارم

1161

نمیدونم

شاید درست نباشه که مشکل بقیه باعث میشه قدر چیزی که دارم رو بیشتر بدونم

ولی خب

قدر علیرضا رو میدونستم

و الان هزاران بار بیشتر قدرشو میدونم

پسر امن دوست داشتنی من 💛

1160

وقتی روحیه ی فیلم غمگین/ دلهره اور و ... رو نداری چرا نگاه میکنی 😐

1159

من عاشقونه چشاتو می‌پرستم

همه زخمن تو مرهم ...

.

.

.

+ برای غربت این دل چاره بودی ... ♡

1158

من سر دوس پسرم

هم حسودی میکنم

هم سلیطه بازی در میارم

هم قربون صدقه‌ش میرم

هم پزشو میدم

هم انگار اسمون دهن وا کرده دوس پسر من افتاده تو زندگیم

من پای دوست پسرم وسط باشه اصلا آدم متمدنی قرار نیس باشم

1157

[ کلیک ۱ ]

[ کلیک ۲ ]

مصداق بارز :

+ کی تورو اینقد لوس کرده ؟

- دوس پسرم 💖🧚🏼‍♀️🎀

.

.

.

+ کاش بلاگفا قابلیت تگ داشت طلوع رو تگ میکردم 😂💛

1156

نظر نامحبوب :

کاراکتر خسرو تو تاسیان نه تنها جذاب نیس ، بلکه عشقشم به درد نخور و نا امن و دوست نداشتنیه ، خیلی بچگانه و صرفا هیجانه ، نه عشق ، عشق شهرام به مراتب زیبا تر و امن تر از خسروعه

1155

یه دختر بچه بود چند وقت پیش دیدیمش اومد بغل علیرضا

امشب دوباره دیدیمش

اسمش بهاره 🫠😍💛

1154

از خوب خیلیا خیلی بهتری 💛❤️

1153

دختر خالم تازه که زبون باز کرده بود

به خودکار میگفت دادی

بعد خیلی برام جذاب بود اون موقع که چقدررر چیز قشنگیه که یه آدم کوچولو هست که تو فقط میفهمی منظورش از دادی چیه

.

.

.

الان و بعد ۶ سال دوباره همون حس بهم دست داد

وقتی نامفهوم حرف میزنم و علیرضا میفهمه چی میگم

1152

امروز ۱۳۰۰۰ قدم با هم راه رفتیم

خیلی خوش گذشت

خیلی حسش خوب بود

خیلی کنار علیرضا بهم خوش میگذره

کلی قربون صدقه‌م رفت 🤭🪐

.

.

.

+ گرچه که چون علیرضا گفت " اینو میدونم میذاری تو وبت " میخواستم نذارم ولی گذاشتم 😂💛

1151

یعنی من گاوم اگه دفعه ی دیگه علیرضا چیزی به من گفت بی چون و چرا قبول نکنم 👌🏼🐮🐄

1150

حالم خوبه

خدارو شکر

امیدوارم پایدار باشه حال خوبم ♡

.

.

.

+ میدونید دلیلش علیرضاس یا بگم؟

1149

امروز با علیرضا و دوستش رفتیم بیرون خوب بود خوش گذشت

شیرموز خوردم دوست داشتم

اینقد عسلم ماه شده بود حد نداره

جذاب

قربونش بشم من

.

‌.

‌.

+ سعی کردم با باتری اجتماعی فول برم ، و موفق بودم 👌🏼

1148

امروز شیفت دیسپچ داشتیم

من کنار در نشسته بودم

چند بار احساس کردم کسی زمزمه میکنه مامان

( whisper معادل انگلیسیشه ، زمزمه نه ، انگار که بیشتر از دهنتون هوا خارج شه تا صدا ، اونجوری )

حقیقتا ترسیدم به خودم

اخه به بقیه نگاه میکردم واکنشی نداشتن

چند بار تکرار شد

دیدم دستگیره در صدا میده خیلی کم

نگاش کردم

دیدم خیلی ریز و اروم تکون میخوره

انگار که دستتون رو بذارید رو دستگیره ولی فشار ندید

در حالا که کمی تا سکته فاصله داشتم

به خانومی که اونجا بود گفتم فک کنم یکی میخواد درو باز کنه

بعد همزمان که داشتم با ترس درو باز میکردم

خانومه گفت پسر منه 😐😐

بعد پسرش بود دیگه

‌.

.

.

+ تا قبل اینکه من بگم کسی نه متوجه صدا شد نه دستگیره

++ صدای مامان گفتنش ، شبیه صدای اون ماره بود تو هری پاتر

+++ وای کلمه ش یادم اومد ، نجوا ، نجوا میکرد

++++ عسلم برا روز دختر برام دسته گل و یه دستبند خرید ، دستبنده ست گوشواره‌م بود ، باکسشم زرد بوددددد 🫠😭😭

1147

در جواب " .. " عزیز

وقتی کراش زدم شناخت انچنان نداشتم ، فقط اسم و فامیلش ، بیشتر شیفته ی لهجه‌ش شدم ، ازین مدل کراشا که میبینین میگین عه چقدر این کراشه

بعدش که تو سلف دانشجو دختر میخواستن من رفتم ( تو ارشیو آذر هست )

یه بیست روزی تقریبا هر روز میدیدمش

حرف زدیم و اینا حالا به واسطه و بهانه ی سلف

دیگه با هم دیگه وارد رابطه شدیم

و اینکه سرنوشت چیده بود واقعا ، سلسله اتفاقاتی که افتاد باعث شد برم سلف و اشنا بشم باهاش و حرف بزنم و در نهایت وارد رابطه بشیم

.

‌.

.

+ احساس میکنم اشنایی و میشناسمت ، اگه هم نشناسم پس خیلی وقته میخونی پستامو ، خوشال میشم معرفی کنی خودتو

1146

یک اصل خیلی مهم در رابطه با خدا وجود داره

اینه که خیلیا به اشتباه فک میکنن خدا باید کمکشون کنه تا ایمان بیارن

ولی حقیقت اینه که باید ایمان بیاری تا کمکشو ببینی

مثل این میمونه به یه درخت بگی میوه بده تا بهت اب برسونم

ولی خب تا وقتی ابی نباشه میوه ای هم نیس

1145

خستم

.

.

.

اینو قبل این که بخوابم نوشتم

الان بیدارم منتظرم راه بیوفتم سمت شهری که توش دانشجوئم

عسلمو ببینم

.

.

+ عشق همیشه برمیگرده 💛

++ در حینی که داشتم حساب کتاب میکردم چقد باید سر کرایه هزینه کنم بابام پولو ماشینو حساب کرد 😁

1144

از بنده به شما نصیحت

رانی / نوشیدنی هایی که تو قوطی ان رو کامل نخورید

نه برای کلاسش

برا اینکه مث من یه بار گوشیتون نیوفته ، یه بار عینکتون 👌🏼😔

.

.

.

.

+ شاید بپرسید رانی چه ربطی به گوشی و عینک داره ؟ نمیدونم از تخصص هایی هست که هر کسی نداره

1143

من امروز انتخاب میکنم که با ارامش و عشق و اعتماد پیش برم ، حتا اگه همچی طبق برنامه پیش نره .

1142

امروز رفتیم با عسلم شیک خوردیم 😍💛

.

.

+ گفتم نمیام به ده دقیقه نکشید پولو زد گفت دلم برات تنگ شده برگرد

1141

یادتونه گفتم پیراشکی اولین چیزیه که درست میکنم ؟

خب ساندویچ درست کردم

1140

قلب منم ، حالا تو چمدون توعه

دلو نمیخوام اگه تو پیشم نباشی ....