1120

نگو که عشق وجود نداره ، شاید اونی که تو تجربه کردی عشق نبود ♡

1119

قبل شروع رابطمون یه اهنگ برام فرستاد با این عنوان

: " برای آرامش امشبت "

پلی کردم برای آرامش امشبم

1118

حدودا سه یا چهار سال پیش بود ، که شروع کردم یه سری اهداف رو نوشتن ، چیزای خیلی خیلی کوچیک که بدیهیات زندگیای بقیه بود یه گوشی ، یه کافه ی تنهایی ، ازین قبیل چیزا

الان شده جزو بدیهیات زندگی خودم

یک فرق مهم با اون موقعم اینه که اون موقع اصلا خودمو دوس نداشتم

الان ولی دارم

به لطف علیرضا ♡

1117

۴۰۳ هم با علیرضام تموم شد ، سال آینده خیلی سال مهمیه ، خیلی خیلی مهم ، باید صدمو بذارم هیچ جوره نه میتونم نه میخوام و نباید کم بذارم .

.

‌.

.

+برای اینکه چار سال طول میکشه تا دوباره برسیم به این تاریخ ♡

++ برام تو دفترچه‌م نوشت : " زندگی زیباست ؟ کنار تو قطعا ♡♡ " 💛

1116

شاید بپرسید دوست داشتن چه شکلیه ؟

بدین صورت که شما ۳ سال با کیک و بیسکوییت تغذیه میکنید تو دانشگاه و از سال چهارم میرید قابلمه میخرید پیراشکی درست میکنید برا پسر جذابتون 💛

.

.

.

پ.ن : از اتاق فرمان اشاره میکنن دوست داشته شدن چه شکلیه ؟

اینجوری که تو اون لحظه میدونست اگه اون گوشواره رو برام بخره ممکنه بعدا مشکل بخوره ، ولی خرید چون میدونست خوشال میشم ❤️

1115

من از تمام دنیا

شبی بریدم

تورا که دیدم ... 💛

1114

یه عالمه چیز دلم میخواد بنویسم ولی تمرکز ندارم

امروز با علیرضا کلی حرف زدیم ، درسته که اون بیشتر حرف زد و من کمتر ، ولی خب دلیلش این نبود که فکری ندارم همونقد که اون حواسش به رابطمونه ، حواس منم هست

.

.

.

+ گوشیشو گرفت سمتم گفت اینو ببین ، یه پست بود با این مضمون : همه از دوست صمیمی دوران بچگیشون حرف میزنن ولی هیشکی از دوست صمیمی دوران بزرگسالی که کمک میکنه ( یادم نمیاد این قسمتشو کلا منظورش این بود کمک میکنه حالت بهتر شه ) حرف نمیزنه

++ میدونم که میخواستم خیلی بیشتر از این بنویسم ، ولی تمرکز ندارم و نمیدونم چی میخواستم بنویسم ، یادم نمیاد

1112

این جمله ی دکتر ک همش تو ذهنم پلی میشه این مدت

" من کاری نمیکردم ولی اون حرص میخورد "

.

.

.

.

+ دروغ نگم از حرص خوردن بیخودی ادما بعضی وقتا لذت میبرم اینجوری که اینقد نفرت و کینه توشون زیاده که حتا از هیچ کاری نکردنم هم حرص میخورن 😂💔

1111

یه استاتوس گذاشت تو واتساپش با این مضمون :

" ۰۲ من با تو تموم شد و ۰۳ با تو شروع میشه ، چی بهتر از این ؟ "

.

.

.

+ " ۰۳ داره با عسلم تموم میشه و ۰۴ شروع میشه 💛 "

++ لازمه بگم پستای رند برا دوست پسرمه ؟ 🤌🏻💛

+++ خیلی سر نمیزنم این روزا بلاگفا ، پستاتونو خیلی وقته نخوندم 😢

.

.

.

.

فردا اخرین افمه و دوباره از پس فردا شیفت دارم 💔

1110

امروز مبینا یهو برگشت به کوثر گفت ملیکا چقد خوبه 🥲💛

خوشال شدم

1109

چقدر ادم هایی که حس خوب به ادم میدن دوست داشتنین

1108

دوست دارم بنویسم اما دو ساعت دیگه باید پاشم برا کلاس آماده شم

.

.

.

.

.

.

+ قبلا خیلی حافظه ی خوبی داشتم ، الان نه ، و احساس میکنم نیاز دارم باز بنویسم با علیرضا کجا رفتیم و چکار کردیم ، خوندنشون حس خوبی بهم میده

1107

درس امروز :

هرچی علیرضا میگه اعتماد کن بهش ، بعدا دلیلشو میفهمی

1106

این پسر سراپا انرژی مثبته

سراپا گرین فلگه

اینقد که خوبه

اینقد ‌که ماهه

اینقد که من فداش بشم 💛

.

‌.

.

+ امروز با اینکه بد توضیح دادم چیشده و تقریبا نفهمید اصلا موضوع چیه ولی کامل گوش داد به حرفام 🥲🫠

1105

امروز رفتیم با هم پیتزا خوردیم 😁

1104

روزی چن بار میگم خدا خیرش بده برام ایرپاد گرفت 😂💛

.

.

.

.

+ خدا نگهش داره برام 💛

1103

خب خانوما بساط غیبتشون راه افتاده 😂

.

.

.

+ دلشون پره خیلی

1102

نشستم بین یک جمع ۳۵ تا مثبت ۴۰ سال 🙂 ، حدود بیست نفر آدم

.

.

.

.

+ پذیرایی دارن 😍😁