1302
خدا ازتون نگذره .
خدا علیرضا رو برام نگه داره 💛
واقعا دست خداست تو زندگیم
خدا چقدرررر منو دوس داشته که علیرضا رو آورده تو زندگیم .
.
.
.
.
+ دوست داشته شدن حس دلچسبی داره
مامان من بی انصاف ترین آدم دنیاس
اگه الان دارم پست میذارم
اگه نرفتم کل اون ۱۰ سی سی رو نکشیدم بزنم تو رگم
که هم جاشو داشتم
هم داروشو
هم بلد بودم
اگه الان زندهم
برا این بود که علیرضا پیام داد
اگه چند ساعت دیرتر پیام میداد من نبودم
من اضافیام
یه هفته مونده تا دیدار علیرضا 💛
.
.
.
+ میفرماد که : ای وای داره یارم میاد ، دلبر و دلدارم میاد 😌❤️🔥
ندا داره از بخش میره و من ؟ خیلی ناراحتم
نه به خاطر اینکه اون رفت و من نرفتم
برا اینکه تنها میشم باز
من یه کرمی دارم
یه سری ویدئو خاص هست
که میاد تو اکسپلورم
ولی چون میدونم و مطمئنم که تو اکسپلور علیرضا هم میاد
نمیفرستم براش اون برام بفرسته
و بلااستثنا
تاکید میکنم بلااستثنا
همیشه همه رو میفرسته برام
.
.
.
+ یه سری ویدئو محدود و مشخص و ب موضوع خاص ، نه همچی !
میخوام اهنگامو پاک کنم کلا از اول بریزم
میدونم پشیمون میشم
ولی عیب نداره
اهنگ قشنگام تو چت علیرضا هست
ازونجا اهنگ گوش میدم
اصلا خوشم نمیاد تو محل کار به اسم صدام میزنن
اصلا اصلا
خیلی حس بدی میگیرم هربار بهم میگن ملیکا
.
.
.
++ دو تا از خانوما به اسم صدا میزنن ، که البته یکیش تقصیر خودمه گفت فامیلت سخته اسممو گفتم ، پشیمون شدم
ملیکای درونم نیاز داره ادایی باشه و حتما در لیست اهدافم هست
حالا میگم ادایی چیز بزرگی نیاد تو سرتون
ادایی ازین نظر که اکسسوری زیاد داشته باشم
گیره های قشنگ
ناخونای همیشه لاک زده مرتب
ازین مدل ادایی بودنا
این چیزای کوچیک کوچیک که حالتو خوب میکنه
من آدمیم که سریع فراموشش میکنم و این بده
خیلی بده
شاید تو ۲۰ درصد مواقع خوب باشه
ولی بقیهش بده
چرا ؟
چون تا یکم شرایط به دضع نرمال برمیگرده من همچیو فراموش میکنم
همچیو !
اون همه فشار
استرس
اضطراب
همه یهو فراموش میشه
شاید بگید خب این که خوبه
نه نیس
برای من که از تضاد هام انگیزه میگیرم که یه تغییر ایجاد کنم
مادامی که اون مشکل پنهان شده و زیاد دردسر ایجاد نمیکنه فراموشش میکنم و حل نشده باقی میمونه
و خب شاید بگید که تو که میدونی حل نشده باقی نذار
نکته ای که هست اینه که دست خودم نیس !
یعنی من تازه دو روزه که رفتم دنبال عوامل پیشرفت نکردنم
پرس و جو و کلیپ دیدن و چت جی پی تی
متوجه چنتا عامل شدم که یکیش همین فراموش کاریه
یکی دیگهش کم رو بودنه ( درخواست نکردن در واقع )
یکی دیگه هم از منطقه ی امنم میرم بیرون ولی خیلی نمیرم
البته که فهمیدم الان و پیگیر حل کردنشم
.
.
.
.
+ دیره ؟ نه نیست ! هیچوقت دیر نیس ، طرف ۳۲ سالگیش کنکور داده الان تو ۳۶ سالگی باهم کارمونو همزمان شروع کردیم .
++ دیر نبودن به این معنا نیس که هی عقب بندازی
+++ واقعا اینجوری آدما باعث تحسین برانگیزن ، که میرن دنبال علاقشون
یه لول جدیدی از هیجان برام آنلاک شد
کیس روان اومد تو بخش ساعت ۱ و نیم شب
اول که سرگردون میچرخید بعد پرسیدم چکار داری
با یکم تشر گفت دارم اینجارو نگاه میکنم
بعد گفت میخوام برم سرویس
بعد رفت اتاق رگ گیری
بعد رفت بخش اطفال اورژانس
سه نفر تو بخش بودیم بخشو خالی کردیم رفتیم دنبال نگهبان 😂
دوستان بلاگفا توجه کنید
اگه کامنتی دریافت کردید که اسم عجیب غریب داشت
اول رو ویرایش بزنید ادرس وبش رو چک کنید
همینجوری نزنید رو ادرس وب
یکی برام کامنت گذاشته بود یه فایل rar فرستاده بود عوض ادرس تازه فایل بدون اسم
اگه هم دانلود کردید
بازش نکنید ممکنه بدافزار باشه
یه پرستار از یه بخش دیگه جای یکی دیگه از پرستارا امشب اومده شیفت
خدا خیرش بده خیلی کمکم کرد
از جمله کارای روتین قبل خوابم نگاه کردن به عکسای عسلمه 💛
ادبیات فارسی - پارت یک
بیاین ترکیب [ داشتن + فعل منفی ] رو رواج بدیم
کاربردش چیه ؟
وقتی یه کاری الان باید در حال انجام شدن باشه ولی نیست
مثلا : یه فایلی رو دانلود میکنی ولی دانلود نمیشه
میگی داره دانلود نمیشه
یا مثلا یکی یه چیزیو عوض اینکه درست کنه خراب میکنه
میگی داری درستش نمیکنی
یا مثلا یه مشکلی هست که باید حلش کنی ولی تنبلی میکنی
میگی دارم بهش توجه نمیکنم
جملات دیگه حق مطلب رو ادا نمیکنه
مجددا میگم من که ازتون نمیگذرم خدا ازتون بگذره که عقده هاتونو سر طرحی های بدبخت خالی میکنید
دقت کردم دیدم من خیلی از کلمه ی مضطرب استفاده میکنم
نمیگم نگرانم و استرس دارم و فکرم درگیره
یعنی میگما
ولی بیشتر میگم مضطربم
.
.
.
+ اینقد تکرار کردم از معنی افتاد
خدایا هرجوری که خودت صلاح میدونی منو از این کابوس بیار بیرون
علیرضای خواستنی من ...
چقدر حضورت به دل میشینه 💛
چقد برام آرامشی
چقد امنی
چقدر پناهی
.
.
.
+ من بسیار شوهر دوست هستم ، پارتنر پرستم ، انگاری که آسمون دهن وا کرده دوس پسرم افتاده زمین و پشیمون نیستم و یکی از بزرگترین و مهم ترین گرین فلگ های علیرضا اسن بود که رابطمون اصلا پنهان نبود ، به محض وارد رابطه شدن علنی کردیم
احتمالش هست ویژه کار بشم برم picu
بلاتکلیف ترینم
خیلی خیلی بلاتکلیف
اورژانس یا picu
هر کدوم یه سری بدی ها داره
نرم picu بد تر باشه
نمونم اورژانس این عذاب ادامه پیدا کنه
Picu ? سختی های خودشو داره
اورژانس هم
در نمیدونم چکار کنم ترین حالت ممکنم
واقعا نمیدونم
در کل از کل بیمارستان خوشم نمیاد
اینو خیلی زود فهمیدم ولی راه برگشت نداشتم
نکته مثبت طرح پولشه
که باهاش بتونم برم دنبال یه کار دیگه
۴ روز از تولدم گذشته و حرکت رو به جلو ؟ هیچی هیچی
یه دختره picu بود همسن من بود
امید بود برام که اگه اون تونسته منم میتونم
کاش ادم زبون داری بودم
ساکتم کسی بهم توجه نمیکنه
.
.
.
+ آسمون کاش وبتو میذاشتی بیشتر با هم غصه میخوردیم
شیفتو به ندا تحویل دادم و از ندا هم تحویل میگیرم و دوباره فردا صبح بهش تحویل میدم 🙂
من یه مدته دارم یه عادتیو در خودم تقویت میکنم اینه که به محض تصمیم گرفتن به خوابیدن ، گوشیو میذارم کنار ، هرچقدررررر هم وسوسه بشم بر نمیدارم و خیلی کیفیت خوابم بهتر شده ، خیلی خیلی بهتر شده ، چون قبلا اینجوری بودم که یهو یه چیزی میومد به ذهنم سریع گوشیو بر میداشتم تا سرچ بزنم ، فک کنم یه پست هم گذاشتم راجع به اینکه نصف شب از خواب بلند شدم گشتم دنبال پنکه شارژی و خوابیدم ، خلاصه برای افزایش کیفیت خوابتون این روش رو امتحان کنید .
.
.
.
+ ممکنه بپرسید تو که نسخه میدی چرا الان بیداری ؟ برای اینکه بیمارستان بهم فشار میاره و شبایی که خونهم دلم میخواد بیدار بمونم یه جورایی جبران نخوابیدنم حین شیفتا بشه
++ تنها چیزی که باعث میشه من بخوام گوشی بردارم حین خوابیدنم پیام علیرضاس که اونم در ۹۰ درصد مواقع حتما خبر میدم بهش که میخوام بخوابم و اگه جواب ندادم یعنی خوابم
+++ میا و کورش یکی از دوستداشتنی ترین کاپلایی هستن که دیدم
.
.
.
.
پ.ن : به عنوان کسی که وقتی قراره یه چیزیو به کسی یاد بدم یا کسی تو یه کاری تازه کاره و من یکم از اون بهترم ، همه ی تلاشمو میکنم که طرف یکم خدایی نکرده فک نکنه که به اصطلاح خنگه ی مشکل از اونه که نمیفهمه و همچینین به عنوان کسی که تلاش میکنم همه ی نکاتی که ممکنه بازگو نشه ، حتا کوچیکتریناش رو جا نندازم رفتار پرسنل بیمارستان به شدت سنگینه برام . لطفا لطفا لطفا اگه تو چیزی از بقیه بهترید ، حتا بدیهی ترین و ساده ترین کارا اینو به عنوان یه موهبت در نظر بگیرین و باهاش به بقیه کمک کنید ، غرور و حس حماقت دادن به بقیه خیلی خیلی انرژی فرد مقابل رو میندازه
من از هرچی شانس نیورده باشم
مثل خونه بیمارستان دانشگاه و دبیرستان و خلاصه زندگیم
از پارتنر به طرز شگفت آوری شانس خیلی خیلی زیادی آوردم
منو دوست داره
واقعا منو دوست داره
و ویدئوی تولدش اینو ثابت میکنه
جوری که نگام میکنه لبخند میزنه
انگیزه ایه که منو سر پا نگه میداره
دلیلیه که وسط این همه نا امیدی زندگی میکنم
شاید ۲۰ درصد رفتاراش آگاهانه باشه
ولی ایییین همه توجه ریز ریز و رفتار جزئی که مدام تکرار میشه از دوست داشتن اگه نباشه( که یه بخشیش هست ) از اصالت و شرافت زیادشه و تو جفتش من برندهم
.
.
.
+ یه کوچه ای بود که ما همیشه میرفتیم یه گربه ای بود که هر وقت مارو میدید میومد دنبالمون ، یه بارشو ازش فیلم گرفتم یه جا داشت علف میخورد منم سرگرم حرف زدن با گربه هه بودم ، بعدا که دوباره فیلمشو دیدم ، دیدم یه جا داره ماشین رد میشه من حواسم نیس ولی علیرضا حواسش به من هس میگه بیا کنار 🥹😍
گریه کنم ؟
تحقیر تحمل کنم ؟
سنگینی نگاهشون رو تحمل کنم ؟
زور گفتناشونو تحمل کنم ؟
چپ چپ نگاه کردنشون وقتی چیزی بلد نیستم رو تحمل کنم ؟
تیکهها و مسخره کردناشونو تحمل کنم ؟
یه هفته گفتم اعتراض نمیکنم به هیچی بدتر شد
خیلی بدتر شد
سوال میپرسم چار ساعت بعد جواب میدن
فعلا تنها خوبی این بیمارستان اینه که نزدیکه
الان ساعت ۸ و ۳۳ س
من ساعت ۸ از بیمارستان میام بیرون
دارو برای بابام گرفتم
برگشتم خونه
لباسامو عوض کردم
دوش گرفتم
به عسلم پیام دادم
الانم میخوام گوشیمو بزنم شارژ بخوابم
.
.
.
+ سلامت روانتون اگه براتون مهمه بدون علاقه به هیچ عنوان سمت شغلای مربوط به درمان نیاین .
++ مرسی مهشید عزیزم بابت کامنت قشنگت ، دلگرمیه برام ، و چشم اگه نیاز داشتم حتما بهت پیام میدم 💛
تولدمه 💛
.
.
.
+ قشنگی تولد به حضور و وجود علیرضاعه ❤️🔥❤️
من خیلی وقته قبول کردم واقعا مشکل روانی دارم و ادم خوبی نیستم
یاد وقتایی افتادم که زودتر میرفتم مدرسه که کمتر خونه باشم
داشتم با دل خوشم هندزفری وصل میکردم یوتوب ببینم
سوپروایزر اومد یه ساعت و نیمه یه ریز حرف میزنه
اصلا دلم نمیخواد اعتراف کنم که فهمیدم سردردم با قهوه خوب میشه 😑 اصلا از قهوه خوشم نمیاد و ازین three in one ها نمیدونم اسمشون چیه ازونا میخورم و سردردم خوب میشه 🙂
.
.
.
+ از کل موضوع خوشم نمیاد ولی خب جایگزین خوبی برا مسکنه .
++دو دقیقه دیگه میرم برا اولین شیفت شب و دعام کنید لطفا 🥲
فاز اینایی که نخ میدن به علیرضا رو نمیفهمم 😂 عزیزم علیرضا پیاماتو میفرسته با هم میخندیم 😔👌🏼
یکی از سخت ترین روزای زندگیم از لحاظ فشار خستگی و روحی دو روز اول کارم بود و میدونید چی سخت ترش میکرد ، اینکه وسط گریههام میدونستم برنامه ی خدا از برنامه ی من قشنگتره ، نه که بگید الان که اروم شده میگه ها ، واقعا میدونستم ، اما از طرفی هم نمیتونستم ذهنمو خاموش کنم ، مدام میگفتم :
چرا من ؟ چرا اینجا ؟ چرا باید سختی بکشم تا حکمتشو بفهمم ؟ چرا باید با سختی کشیدن مهارت بدست بیارم؟ من که به خدا اعتماد کردم چرا اینجوری شد ؟ چرا باهام بد حرف میزنن ؟ من گه میگفتم پارتی من خداس پس چرا یه نفر دیگه با پارتیش رفت اون بخشی که من میخواستم ؟ چرا همه با من بدن ؟ من چقد دوست نداشتنیام ، چقدر بدرد نخورم
ببینید یه ریز میگفتم ، بعد خب از طرفی هم میدونستم خدا برا من بد نمیخواد ، ولی ذهن کوچک انسانیم نمیتونست بفهمه ، و چون نمیفهمید حکمت پشتشو گریه میکرد
همون موقع که گریه میکردم میدونستم قراره پشیمون و شرمنده بشم
هنوزم سخته هنوزم له میشم تو شیفتا ، هنوزم کسی باهام حرف نمیزنه هنوزم قبل هر شیفت مضطرب میشم ، هنوزم وقتی کاریو نمیتونم انجام بدم شروع میکنم خودتخریبی و یه ریز سرزنش میکنم خودمو
اما میدونم قشنگتره ...
این که مهرم رو خودم طراحی کردم خیلی حس خوبی بهم میده
خیلی خاصه
.
.
.
+ محتویات کیفم رو دیشب ریختم بیرون و همچیش قرمز بود ، گارو ، جا کاری ، جا کلیدی ، دفترم ، کرم دستم ، مهرم ... خب سوال پیش میاد رنگ مورد علاقهم چیه ؟ زرد ، رنگ مورد علاقه ی عسلم چیه ؟ قرمز 😁
درگیر هزاران احساس متناقضم ، کارم به طور رسمی شروع شده ، هیشکی تو محل کارم باهام حرف نمیزنه به جز همکار مهربون کمکی که هر بار میبینتم میگه بیا چای بخور ، حتا اگه یه ربع سرپا باشم کسی نمیگه بشین ولی این طفلی خودش بلند شد من بشینم ، اغلب وقتم رو تو تزریقات میگذرونم حتا اگه کسی نیاد ، هیچ افی ندارم این ماه ، افی هم که هس آف شبکاریه ، یعنی ۸ صبح برمیگردم خونه ، روزای اول به شدت سخت بود ، هنوزم هست ولی خب قول دادم اعتراض نکنم به اندازه ی کافی اون چند روز علیرضا فروپاشی روانی منو هندل میکرد ، از این شغل خوشم نمیاد ، تمام مدتی که سوپروایزر داشت باهام حرف میزد و از رتبه بندی و اینا میگفت فقط یه جمله تو ذهنم بود " من قرار نیس تو این شغل بمونم ! " هر روز شیفت رفتن اصلا خوب نیس ، سه تا شیفت صبح دیگه مونده از این ماه ، بعدش عصر و شبم و خب خوبه ، من علاقه ی زیادی به شب بیدار موندن دارم ، ازین که هیچ تعطیلاتی ندارم ناراحتم ولی خب مجبورم باید تحمل کنم و خب غر زدن دردی رو دوا نمیکنه ، روزای اسونی نیس ، اگه سرپام اگه حرف نمیزنم ، اگه چیزی نمیگم چون بلد شدم بهش فک نکنم ، بلدم سرمو بکنم تو برف و به روی خودم نیارم چه روزایی جلو رومه ، حداقل حداقلش اینه که از روزایی که آرزوی قلبیم این بود بمیرم گذر کردم ، اینم میگذره
تو این لحظه از زندگیم نمیدونم دارم به کم راضی میشم و از چیزایی که میخواستم دست میکشم ، یا اینکه چیزایی که میخواستم واقعا خوب نبوده و بهتره که بهشون نرسیدم ...
مهرمو قرمز علیرضا پسند سفارش دادم 😍
.
.
.
+ هنوز خستگی شیفتا برام عادی نشده ، خیلی خیلی خسته میشم تو شیفتا ، ببینید خسته میشما ولی اذیت نمیشم ، از کاری که بلدم اذیت نمیشم ، پرسنل رفتارشون خیلی بهتر شده ، البته این که همش تو تزریقاتم و منو نمیبینن بی تاثیر نیس ولی خب تا اخر وقت مدام سر کارمم ، ایراد دارم هنوز ، خیلی چیزا یاد گرفتم تو همین چند روز و خب میون این همه بدی اورژانس این یکی از خوبیاشه ...
++ قصد دارم درخواست دو روز آف پشت سر هم بدم شهریور برم پیش علیرضا
+++ از وقتی تصمیم گرفتم فقط ناظر باشم و واکنش نشون ندم روزام آروم تر شده ، امبدوارم هرچی خوبه همون پیش بیاد
مُهرمو طراحی کردم ، امروز میبرم درست کنم
.
.
.
.
+ به سلیقهی دوس پسر قشنگِ خوشسلیقهام درست کردم و واااااقعا خوب شد ، بیدار شدم عکسشو میذارم اینجا ، واقعا خاص شد
++ خیلی خیلی دلم میخواد جایی باشه برم قولنجمو بشکونه ، یه مدتیه خیلی دلم میخواد ، این اموزشایی که میذارن خودمون بشکنیم رو من جواب نمیده
اینو یادتونه ؟ [کلیک]
الان خواهرم پیام داد گفت سفارش میده تا من شیفتم تموم شه باهم بخوریم 🥲 ، خوشالم 😭😍
یه لول از بیخوابی هست
بدین صورت که شما از شدت خستگی خوابتون نمیبره
اصلا جالب نیس
به قول اون شاعره
" تحمل کن کمی ، درد از کسی عمری نمیگیرد "
.
.
.
+ خدایا همچیو سپردم به خودت ، تو بچینی قشنگ میچینی ، نهایت چند بار دیگه دچار فروپاشی روانی میشم دیگه ، چی میخوان بگن ؟ تا اخر هفته به احترام خودت به هیچی اعتراض نمیکنم .
حاضرم روزی ۱۶ ساعت پای ادیت یه عکس بشینم
ولی یه ساعت هم نیام تو اورژانس این خراب شده
چقدر مطمئن بودم میفرستنم اطفال و چقد اورژانس بده