990
- پس من چی ام ؟
+ خدا
- ذاتم ؟
+ صادقه
- بقیه چی ؟
+ بنده ی خدا
- ذاتشون ؟
+ ممکن الخطا
.
.
.
😂😂😂😂💔
- پس من چی ام ؟
+ خدا
- ذاتم ؟
+ صادقه
- بقیه چی ؟
+ بنده ی خدا
- ذاتشون ؟
+ ممکن الخطا
.
.
.
😂😂😂😂💔
پارتنری که وقتی بهش میگی میخوام رو زمین بشینم نه تنها مسخرهت نمیکنه بلکه جلو تر ازت رو زمین میشینه >>>>
دارم فک میکنم شاید یکی از دلایل علاقمند شدنم به مطالعه مجله ها و روزنامه هایی بود که بابام هر هفته میگرفت
.
.
.
.
+ یادمه یکی از صفحه های مجله مختص داستانای آلفرد هیچکاک بود ، عااااشقش بودم
++ آلفرد هیچکاک هم مردادیه 😂🤌🏻
نشسته بودیم منتظر ساندویچا
تو یخچال بین نوشابه ها یدونه دلستر انگور بود بهش اشاره کردم گفتم عه ازینا ، حیف که نمیتونیم درشو باز کنیم
(از زاویه علیرضا دیده نمیشد و فک کرد من یه مدل دیگهشو میگم )
موقع حساب کردن دیدم داره یه مدل جدید نوشابه برمیداره فکر کردم برا خودش داره بر میداره
بعدش که اومدیم بیرون گفت این از هموناس که میخواستی 🫠🫠🫠💞
.
.
.
+ یعنی من فداش نشم اینقد حواسش به منه ؟
++ فک نمیکنم هیچ نوشابه و دلستری به اندازه ی اونی که امروز خوردم بهم بچسبه 🫠🥲
خیلی وقته پست نذاشتم
.
.
امروز یه کلاس مشترک داشتم با علیرضا 🫠
من جونمم میدم برا این پسر
اینقد حواسش بهمه
اینقد ماهه
اینقد به دل میشینه
با اون چشای قشنگش 💛
خدا حفظش کنه برام 💛
.
.
.
+ 285 روز با عسلم 💛
++ من از نگاه کردن به علیرضا لذت میبرم
من به شدت روی حریم شخصیم و دایره امنم حساسم ، خیلییی زیاد ، بچه ها هم خدارو شکر فهمیدن و حد و حدود خودشون رو میدونن و میفهمن نباید سوال کنن
ولی با این حال دیگه نمیخوام همون یه ذره چیزای ساده هم که میگفتم بگم به کسی
سکرت سکرت
البته که نگفتم که بگم من خوبم و بقیه بد ، گفتم چون این دو سه هفته که باهاش در ارتباطم اینارو متوجه شدم
.
.
.
+ علیرضا هم آدم خیلی صبوریه ، خیلی جاها کنار اومده ، خیلی جاها از خیلی چیزا گذشته ، خیلی چیزا رو به روم نیاورده ، خیلی باهامراه اومده دورش بگردم و قدرشو خیلی میدونم ، خیلی زیاد 💛
اومدم خونه
.
.
.
+ یه چیزی که در برخورد با بیتا فهمیدم اینه با وجود همه ی اخلاقای خوبش بضی اخلاقا داره که پارتنر به شدت صبوری باید داشته باشه ، شاید در دوستی عادی و در رابطه با دوست پسرش که تمام وقت نمیبینتش مشکلی پیش نیاد ولی قطعا در ازدواج و زندگی مشترک اگه پارتنرش صبور نباشه قطعا پیش میاد ، حالا چرا چون اخلاقای جزئی ای داره که اول خودشو اذیت میکنه قطعا و ادامه دار شدنش پارتنرشو
مثلا چی ؟ ایراد گرفتن از جزئیات ، چرا دوغش مزهش اینجوریه ، چرا بادمجونو قاتی قیمه کردن ، چرا فلانی سلام نکرد ، چرا وقتی تلفنو قط کردم همون موقع زنگ نزد ، یا مثلا موقع خواب به هر حال ما تو یه جای عمومی زندگی میکنیم ، جزئی ترین صداها اذیتش میکنه خب این عادیه ، اما وقتی غیر عادی میشه که بابت اینا غر میزنه و گاها به بقیه ایراد میگیره ، از صدای در ، از صدای برداشتن لیوانا از کمد و ...
آدم به شدت حساسیه ، خیلی خیلی زیاد ، و تو رابطه باهاش خیلی باید با دقت عمل کنی که این کار ناراحتش نکنه ، این حرفو بزنم یا نه
خلاصه همه ی اینا کنار هم با خیلی جزئیات دیگه باعث میشه که لازم باشه پارتنرش به شدت صبور باشه
دیروز رفتیم کافه
همون کافه که اولین بار رفتیم
خوش گذشت خیلی 💛
کنار علیرضا به آدم خوش میگذره
خدایا شکرت 💛
.
.
.
+ ما کوچیکا خدامون بزرگه ... ♡
++ حضور خدارو بیشتر از همیشه حس میکنم 💛
اینو بگم و بخوابم که کلی کار دارم فردا
تو بیمارستان برا خودم یدونه کیک دو قلو خریدم داشتم میرفتم که بشینم رو نیمکت بخورم همزمان داشتم بازش میکردم دیدم یه مرده با دختر بغلش ( دو ساله نهایت ) ازونور داشتن میومدن دختره اشاره کرد به من رفتم یه دونهشو دادم بهش ، اینقد کیوت بود دختره حد نداشت
.
.
.
+ کاش فردا زود بیدار شم
انگار یه عمره پستام گیر کرده رو نهصد و شصت و خورده ای 😐
.
.
.
.
+ امروز خیلی خوب بود باید ثبت شه 💛
++ مسیرا با علیرضا خیلی خیلی کوتاه تر میشه ، یعنی علیرضا باهام باشه فرقی نمیکنه چقد راه بریم ، حدود یک ساعت امروز راه رفتیم ولی انگاری یه ربع بود
خدایا نذار من با منطق خودم راه حلو پیدا کنم
من تلاشمو میکنم ولی تو کمک کنی سریع تر میرسم
بذار سریع تر برسم
با منطق من خیلی طول میکشه
نذار آزمون و خطا کنم
تو بسازی قشنگتره
.
.
.
+ علیرضا برام دست خداس روی زمین ، دیدنش ، حرف زدن باهاش و .... همه و همه باعث میشه فک کنم خدا بیشتر از همیشه دوسم داره
++ خدایا مراقب بابام باش 💛