558

دژاوو ( وبلاگ قبلیم ) رو حذف کردم

خاطره هایی که مرورشون نمیکنم همون بهتر که حذف شن

الان که رفتم تو اون وبلاگ ، اولا که خیلی چیزایی که نوشته بودم برام غریب و ناآشنا بود و دوما خیلیارو حتا یادم نمیومد

و مهم تر اینکه دلم میخواد هر چی به جز علیرضا رو پاک کنم ، از ذهنم پاک شده ، از وبلاگم هم پاک شه

پستای این وبلاگم پاک میکنم وقت کردم =)

557

فک میکنم کروناس ، دست و پاهام خیلی درد میکنی ، احساس کوفتگی و ضعف دارم ، احساس حالت تهوع دارم ، و میل بسیار زیادی به خواب

556

دلم میخواد بهشون بگم چه حسی دارم ، اونا هم گوش کنن به حرفام ولی بعدش چیزی نگن ، برعکسه ولی ، هر وقت خواستم شروع کنم اول بی‌محلی کردن ، انگار نشنیدن ، بعدش یا هیچی نگفتن یا با یه حالت بی‌حوصله گفتن که چرا اینجوری ای

555

و اما علیرضای عزیزم 💛

به جرئت و با اختلاف ، قشنگترین و بهترین اتفاق ۴۰۲ م بود ، وقتی رسید که منتظرش نبودم ، دنبالش نمیگشتم ، تو بهترین موقع رسید ، پسر اصفهانی من 💛

همچی خیلی قشنگ‌تر شده

زندگیم رنگی تر شده

کی فکرشو میکرد پسر اصفهانی چش قشنگم که تو کارگاه دیدمش ، سال بعدش بشه پارتنرم ؟

و تو دو سه روز با هم برسیم به جایی که بدون اغراق هر کس دیگه ای بود محال بود تا ماه ها باهاش به اونجا برسم ...

علیرضا تمام اون چیزایی که از رابطه میخواستم و بعضا خبر نداشتم که میخواستم رو همه رو داره تو خودش

دوست داشتنی ترین

مهربون ترین

خواستنی ترین

چش قشنگ ترین

و مهم تر از همه امن ترین آدمیه که دیدم تو زندگیم

و کلی " ترین " دیگه 💛

دوست دارم

خیلی دوست دارم

منی که از رابطه فراری بودم کاری کردی عاشقت شم

پسر جذاب من 💛

.

.

+ با من بمان ، از این بهار تا همیشه 💛

554

یاد روز مرد افتادم که بغل علیرضا داشتیم باهم استوری هارو نگاه میکردیم همش تبریک روز پدر و اینا بود ، و همونطوری که که انتظار میرفت من یادم رفت تبریک بگم 😂💔

553

خواستم بنویسم سال ۰۲ چجوری گذشت ، هیچی یادم نمیومد حتا تحویل سالو یادم نیست ، مغزم نمیتونه تشخیص بده خاطره هام برا چه وقتیه ،اصلا خاطره ای یادم نبود ، برا اینکه یادم بیاد چی شده رفتم تو ارشیو وبلاگم فروردینو نگاه انداختم دیگه نرفتم بقیه ماهارو ببینم ، دلم نمیخواد بدونم چیشده

کلا انگار 02 من از آذر شروع میشه ، از علیرضای قشنگم ، چیزی از قبلش یادم نمیاد برای یادآوری خاطره هام باید برم تو آرشیو وبلاگم ، دلم نمیخواد حقیقتش این کارو بکنم

552

سر فرصت یه پست بنویسیم برا ۴۰۲ زیبا 💛

551

سرما خوردگی واقعا رومخه 😑

تن و بدنم درد میکنه خیلی

.

.

+ حداقلش آبریزش ندارم

++ خیلی دندونامو بهم فشار میدم ناخودآگاه و واقعا ناراحتم بابتش ، از دردش متوجه میشم که دارم با تمام قدرت دندونامو بهم فشار میدم

550

ملی جان میشه بخوابی ؟

549

چنتا نکته

  1. پرش افکار خیلی خیلی خیلی زیادی دارم که باید درست شه
  2. تو املای کلماتم باید دقت کنم چون بعضی کلمات رو خلاصه تایپ میکردم و الان رفته رو مخم
  3. از فردا یکم خودمو بذارم تو محدودیت و برنامه ریزی کنم روزامو پرش افکار و تمرکز نداشتنم خیلی داره بهم لطمه میزنه
  4. کمتر برم اینستا
  5. خدا بزرگه 💛

548

چقد از انتخابم راضیم

چقدر دوسش دارم

چقد همچیش به اندازه اس

خدا خیلی خوب میچینه ،

در مخیلاتم هم نمیگنجید همچین عشقی ...

.

.

.

+ خدایا ، من آدم ضعیفیم ، تحمل فشار روانی رو ندارم ، سریع بهم میریزم ، اگه دووم آوردم ، اگه همچنان سرپام چون رو تو حساب کردم ، ازین ببعدشم پشتم بهت گرمه میدونم این همه حس خوبی که الان دورمه به خاطر توئه 💛 خیلی سپاسگزارم ازت

547

80 💛

546

+ امروزم خیلی دلگیر گذشت اما ایتز اوکی =)

545

بچه که بودم تو یکی ازین شانسیا ، ازین دایره جادویی ها درومد ، ازینا که دو تا حلقه داره با چار تا دایره ی کوچولو ( سرچ کنید دوایر اقلیدسی ) ، کلاس ششم که بودم یه کرمی افتاد به جونم که دوباره برو بخر ازش یادمه رفتم تک به تک لوازم تحریرا به جای این که بگم دوایر میگفتم دیوار اقلیدسی 😂💔 ( اشتباه خونده بودم روشو ) فروشنده ها اول مکث میکردن بعد میگفتن نه نداریم 😂😂🤧

الان دیدم کلیپشو تو اینستا یادم اومد

.

آخه بشر دیوااار ؟؟؟!

البته که یکی دو روز بعدش فهمیدم دوایره نه دیوار ولی دیگه دنبالش نرفتم

544

اینایی رو دیدید شوهر میکنن یا رل میزنن فک میکنن آسمون دهن واکرده پارتنر اینا افتاده زمین ؟

من از همونام 😌💛

.

.

+ بنده بسیار آدم " دوس پسر خودمه به کسی نمیدمش " ی هستم

543

من هرچی میخوامو تو تو دیدم 💛

542

خب مریض شدم 💔🤧🥲

541

الان که رفتم پستای مربوط به علیرضا رو ببینم متوجه شدم اون اولین عکسایی که آپلود کردم ، انگاری سایتی که توش آپلود کردم به مشکل خورده و باز نمیکنه =(

غمگینم ، بعدا برم درستش کنم

540

در تمام این چند سال وبلاگ نویسیم

چه اون موقع که نوجوانی بیش نبودم و فقط متن کپی میکردم میذاشتم

چه از اون موقع که روزمره نویسی رو شروع کردم ( خیلی زود رو آوردم به روزمره نویسی ، یعنی فک کنم از کلاس نهم بود که شروع کردم اتفاقای روزمره رو نوشتم )

هیچوقت ، هیچ برچسبی ، اندازه ی هشتگ علیرضا کامل و جامع نبود ، بار ها شروع کردم برچسب بذارم برا پستام ولی ولشون میکردم ( مثل همین برچسب پرستار مملکت )

علیرضای عزیز من 💛

پسر چش قشنگ صبور من

عزیز دوست داشتنی من

این صدمین پستم راجع به توعه

اون موقع که اولین بار دیدمت هیچوقت فکر نمیکردم سه ترم بعدش بخوام برسم به کراشم 😂

خیلی دوستت دارم

خیلی کنارت آرامش دارم

خیلی کنارت جسور ترم

و مرسی که هستی 💛

.

.

+ 78 روز 💛

539

یکی از سخت ترین دوره های مریضی که طی کردم مهر ۴۰۲ بود

یعنی از خوابگاه که میرفتم دانشکده احساس میکردم کیلومتر ها راه رفتم ، نفس کم میاوردم ، احساس کوفتگی شدید داشتم و خلاصه جزو بدترین مریضی هایی بود که تجربه میکردم

و چیزی که بدترش میکرد این بود که اول ترم بود و مجبور بودم روزی چند بار برم دانشکده

چرا اینو نوشتم ؟ چون فک میکتم دارم مریض میشم

.

.

پ.ن : البته که خستگی دیروز بی تاثیر نیس

538

بعضی وقتا غلط املایی ها و مخصوصا دستوری هام خیلییی زیاد میشه

یعنی زمان فعلارو اشتباه مینویسم ، حرف اضافه هارو اشتباه مینویسم

تا جایی که بشه درست میکنم ولی خب از یه جایی از دست آدم در میره

.

.

+ یه بارم مامانم نصف شب داشتیم با هم حرف میزدیم نمیدونم چیو اشتباه نوشتم گفت املای کلماتتو دقت کن پیش بقیه اینجوری بنویسی ممکنه فک کنن بلد نیسی

++ از مامانم بعضی وقتا خیلی حرصی میشم که فکر اینه که مردم چی میگن

537

یه بارم تو سلف وسط حرفامون به علیرضا راجع به کتاب یه چی پرسیدم ، که کتاب میخونه یا نه ، که قاتی بقیه ی حرفامون شد و نشد جواب بده

یعنی بین حرفایی که میزدیم فقط پرسیدم " کتابم میخونی ؟ " ( همین دو کلمه ) که خب بهر دلیلی یا جواب نشد بده یا یادش رفت یا دانشجوها اومدن

شبش بهم پیام داد " یه چیزی راجع به کتاب میگفتی ، آره کتابم میخونم "

اینو گفتم که دو تا نکته بگم :

  1. کسی که بخواد پیام بده ، میده
  2. میزان توجه و ریزبینی و شعور این آدم رو از همین اتفاقای جزئی میشه فهمید

.

.

+ جگرگوشه 💛

536

خواب خیلی چیز خوبیه

535

علیرضای دوست‌داشتنی من 💛

نور چشمم

چقدر دوستت دارم💛🫠

534

یه کتاب خریده بودم سال ۹۵

تقریبا میشه گفت اسپین آف بابا لنگ‌دراز 😂😂

کاراکترای بابا لنگ درازه با این تفاوت که سالی مک‌براید نامه مینویسه برا جودی

صفحه ی اولش نوشتم :

" شاید نه امروز ، نه فردا ، نه روزهای دیگر ، اما سرانجام همه چیز درست خواهد شد "

همچی درست میشه 💛

درستش میکنیم

نگران نیستم

533

دیوااانه کرد منو ، دیوانه 🤧

532

رفتن شیرینی و آجیل و این چیزا خریدن

شیرینی نخودی نگرفتن 💔🥲

هارتم ترک خورد

گفتم پس نخودی چی ؟ 💔

گفتن حالا میگیریم

531

۴ روز دیگه امسالم تموم میشه

۴۰۲ قشنگ من 💛

530

تحمل کن کمی ، درد از کسی عمری نمیگیرد ...

529

شدی آرامش کل این زندگی ♡

528

باید یه فکری برا کتابام بکنم

دلم نمیخواد دیگه بمونه

حیفه

من که نمیخونم دیگه

رو هم تلنبار شه که چی

بقیه استفاده کنن

حالا اونقدر زیاد نیس

ولی همونام به جونم وصل بود

هنوز بعضیاش اینقد نوئه انگار تازه از کتاب فروشی آورم

یکی دو تاش تو کمد خوابگاهمه میدم کتابخونه دانشگاه

بقیه رو هم یه فکری براش میکنم

نمیخوام هیچی بمونه

527

کامنت گذاشته که " قراره دلت شکسته شه "

حالا من که کاری به کامنتش ندارم اینقد تو این سالا ازین کامنتا و بدترش رو برام نوشتن که کمترین اهمیتی نداره برام

ولی اعتقاد دارم کسی که همچین اعتقادی داره ، همچین باوری داره ، همش منتظر مشکل و اتفاق بده ، همش فک میکنه یه واقعه ی خوب پایان بدی قراره داشته باشه ، هیچوقت نمیتونه از زندگیش لذت ببره =)

526

نور چشمم 💛

525

76 روز عشق 💛

یادمه اون اوایل تازه وارد رابطه شدیم که من کلا تو شوک اتفاق بودم ، اینجوری که ها ، چیشد ؟ الان این پسری که کنارمه پارتنرمه ؟ جدی ؟!

بعد اولین ری‌اکشن ( اشاره به پست 414 [ کلیک ] ) دوباره وارد یه فاز دیگه شوک شدم ، عه من وارد رابطه شدم ؟ بقیه خبر دارن ؟ ری‌اکشنشون چیه ؟ این چرا تبریک گفت ؟

و الان ۷۶ روز ازون روزی که دستشو آورد جلو گفت دست بدیم ؟ میگذره

چقدر دوسش دارم

چقدر برام مهمه

چقدر برام عزیزه

علیرضای دوست‌داشتنی من

.

.

.

پ.ن : خیلی وقته ازین مدل پستا [ کلیک ] نذاشتم ، یه بار میگم بنویسم ثبت شه حس اون لحظه ، یه بار میگم چرا مینویسی ، بضی پستا واقعا حسش خیلی خوبه

524

نمیدونم ریشه در چی داره

ولی وقتی یکم بیشتر راجع به یه موضوعی حرف میزنم ( که غالبا نمیزنم )

مثلا با مامانم راجع به دانشگاه

یا با دوستام راجع به خونه

یه همچین موضوعاتی

احساس میکنم میرم رو مخشون و دارم زیاد حرف میزنم و زیاد توضیح میدم

میدونم اینجوری نیس

ولی خب جلو افکارمو نمی‌تونم بگیرم

523

اون موقع هایی که انرژیم بالاس و حالم خوبه دلم میخواد یه چیزی باشه تو همون حال ثابت بمونم 🙄🤧

522

دلم تنگ شده 🤧🥲

521

خیلی خوابم میاد و نمیتونم بخوابم

520

ARSHN ♡

519

فک کنم هر روز باید به بابام یادآوری کنم دیابت داره 😐

آخه پدر من 🙄🤦🏻‍♀️

.

.

+ چقدرم که گوش میکنه به حرفت

518

کاش کمی از اضطراب مدامم کم شه

517

تردید سیاوش قمیشی منو یاد ۷ هشت سال پیش میندازه

یعنی خاطره ی خاصی رو تداعی نمیکنه

ولی حس اون موقع رو بهم میده

516

اگه میخواید بدونید چقدر برام مهم و خاص و دوست داشتنیه همینقد بگم براتون که اولین عکسی که از خودم اپلود کردم تو سوشال مدیا عکس تو نفرمون تو پارک بود 💛

.

پسر چش قشنگ من ♡

515

ولی شیرموز دیروز >>> 😂💛

.

+ دیروز اینقدر خندیدیم که وقتی داشتیم میومدیم بیرون به سرفه افتادم 😂💔

514

[ کلیک ]

جگرگوشه 💛

513

لبخند علیرضا >> 🫠

خندیدنش حکم آخیش منو داره 😁🤌🏻💛

512

امروز حالم خوبه

امیدوارم تا شب همینجوری بمونه

511

بخواب عزیز من

بخواب 🤧🤦🏻‍♀️

510

تو بخند که بهترین تصویر دنیا عکس خندیدنته ♡

509

ابریِ من ،

پناه امن منی 💛

508

فک کنم نیاز دارم یه پست " ملی بخواب تورو جدت " بذارم هر شب تاریخشو آپدیت کنم 🤧 بخواب دیگه مگه خودآزاری داری دختر 😐

507

71 روز عشق 💛

506

ملی بخواب تورو جدت

505

ترکیب شب + موزیک + بارون + پارک + قدم زدن با علیرضا 🤌🏻🤌🏻😌

ترکیب جذاااااب ❤️‍🔥🫠

504

امروز >> 🫠

503

الان اینقد خوابم میاد حالت تهوع گرفتم

گشنگی هم باعث بیشتر شدنش میشه

بدنم کوفته‌س

بازم مازوخیسم‌وار این گوشی دستمه

جدا از دست خودم خسته‌م

502

فک کنم الان بتونم درک کنم چرا مامانم هروقت من مریض میشم میگه " کاش من به جات مریض میشدم / کاش من به جات سردرد میشدم "

501

دردت به قلبم 💔

500

[ کلیک ]

علیرضای عزیزم 💛

علیرضای بی نظیر من

چقد خوبی

چقد ماهی

چقد همچیت خوبه

چقدر کنارت راه رفتن لذت‌بخشه

چقدر دستات آرامش داره

چقدر بغلت امنه

پسر دوست داشتنی من 💛

499

دلم براش تنگ شد 💔

498

دلم میخواد از جزئیات بنویسم ولی خب ، شاید جاش اینجا نیس و فقط باید تو مغزم بمونه

497

فردا علیرضامو میبینم

496

ولی به هر حال

ما کوچیکا خدامون بزرگه

یا میشه ، یا بهترش میشه ...

495

دلم خیلی گرفته

493

و بدتر از همه ی اینا

اینه که به محض اینکه یه چیزی باعث اضطرابم میشه ، مغزم شروع میکنه خودتخریبی ، همه ی احساسای بد یهو جمع میشه ، هر کجا که یه کاری نتونستم بکنم یادم میاد ، همه ی ضعفامو یادم میاد

از مغزم جدا خسته‌م

492

از اینکه همه چیز اینقد سریع باعث میشه مضطرب شم بدم میاد ، یعنی ۹۰ درصد مغزم سعی میکنه به اون ۱۰ درصد بفهمونه : " ایتز اوکی ، اتفاقی نیوفتاده ، آروم باش ، چیزی نشده که ، فردا میری درستش میکنی " ولی همچنااااان اون ۱۰ درصد برنده س

میدونم مشکل بزرگی نیس ، میدونم حل میشه ، بد تر از همه اینه که میدونم و بازم مضطرب میشم ، بازم استرس میگم ، بازم اینقدرررر فکرم درگیر میشه که همون یه ذره بازدهی که داشتم صفر میشه

491

چش قشنگ من 💛

490

علیرضای عزیز من

فک نمیکنم هیچی اندازه ی خندیدنت و حال خوبت منو سر ذوق بیاره

همیشه بخند عزیز من 💛

489

64 روز عشق ❤️

488

کاش اگه ادعای شعور داری اینقد واضح بیشعور بازی در نیاری

487

بخواب تورو جدت

486

من اگه تحت فشار و استرس باشم

دندونامو به هم فشار میدم

ناخودآگاه

خیلی خیلی محکم

و از درد دندونا و فکم متوجه میشم دارم دندونامو بهم فشار میدم

الان دندونامو درد میکنه

خیلی زیاد

485

اینایی که فک میکنن خیلی زرنگن ( در واقع فک میکنن بقیه نمیفهمن ) خیلی نفرت‌انگیزن

484

پناه امن منی 💛

483

حین نوشتن پست قبل ، خواهرم بهم شکلات داد ، شکلات خوشمزه ، زیبا نیست ؟ 🙂

482

میخوام در برابر وسوسه‌م نسبت به شکر خوردن غلبه کنم و دوباره قند نخورم ، یا حداقل کمتر بخورم

481

این روزا اینقدر خواب بهم میچسبه که دوس دارم مدام بخوابم

.

هر بار میام بنویسم راجع به علیرضا میبینم کلمات حق مطلب رو ادا نمیکنن ، هیچ کلمه و جمله ای نیس که بتونه بگه چقدر این آدم خوبه ، چقدر امنه ، چقدر پناهه ، چنان آرامشی دارم کنارش که حد نداره

خیلی دوسش دارم ، خیلی زیاد و فکر کنم برا اولین بار تو وبم میخوام اعتراف کنم عاشق شدم ، همیشه برام این کلمه خیلی سنگین بود و فکر نمیکردم ( جرئت نمیکردم ) حتا به زبون بیارم که عاشق کسی شدم ! فکر میکردم حتما باید یکی دو سال آشنایی باشه و سه چار سال بگذره که اسم احساستو عشق بذاری ، ولی الان با جرئت میگم عاشقش شدم

من عاشق علیرضا شدم ، عاشق سر تا پاش ، چشماش ، تن صداش ، صدای نفساش ، مدل حرف زدنش ، مدل خندیدنش ، مدل نگاه کردنش

خوشحالم که دارمش ، و خدارو سپاس میگم که علیرضارو سر راهم قرار داد 💛

480

دنیای من چشمات شد 💛

479

جوری دلبسته‌ش شدم که کاش زودتر میدیدمش 🥲💛

478

تا وقتی علیرضا کنارته دیگه چه فرقی میکنه بقیه چی راجع بهت فکر میکنن

477

یجوری خستم و خوابم میاد که حد نداره 🤧