1076

من اصلاااااا اشپزی بلد نیستم ، اصلا !

ولی میل زیادی به اشپزی کردن برا علیرضا دارم

1075

بعضی وقتا ادم به یه نقطه ای میرسه که میبینه ای داد بیداد ، همه این مدت مشکل اصلی خودش بوده و خبر نداشته

1074

یکی از بزرگترین گرین فلگ (🇨🇨😂) های علیرضا اینه که حتا وقتی با کسایی چت میکنه که من بهشون مطمئنم ، یا همکلاسی های دخترش بهش پیام میدن ، میاد بهم میگه اره فلانی پیام داد 😍

.

.

+ اخه من قربونت برم من بهت اعتماد دارم چش قشنگم 💛🥰

1073

امتحان تمرکزمو از همه چی گرفته ، همه چیو موکول کردم به بعد امتحان

.

‌.

.

.

+ دیگه جدی چدی بخوابم که دبره

1072

احساس میکنم حرفام اونقد مهم نیستن و ارزش شنیده شدن ندارن ، بگم میشه پشیمونی نگم میشه بغض

1071

دلم گرفته خیلی

خیلی زیاد

ولی عب نداره میگذره 💛

1070

حافظم به شدت خراب شده

همچیو فراموش میکنم

حواس پرت شدم

و داره برام نگران کننده میشه

خودم ه حرفی رو میزنم و در لحظه یادم میره که زدم

علیرضا خدا حفظش کنه چیزی به روم نمیاره

1069

پولم تموم شد تقریبا 😂💔

ولی عب نداره

قابلمه گرفتم خوشالم 😍

نمیدونم جنسش چجوریه

ازین کف زنبوریاس

چون قبلا برا یکی از بچه هارو استفاده کردم خوب بود خریدم

برام مهم بود نچسبه چیزی بهش

میخوام غذا درست کنم برا خودم و علیرضا

هیچ ایده ای ندارم راجع به اشپزی

چنتا چیز تو ذهنمه نمیدونم خوب میشه یا نه

.

.

.

+ خیلی خستم در حال حاضر ، خیلی زیاد

++ خدا علیرضا رو برام نگه داره 💛

1068

علیرضا هم خوبه 💛

همه چی عالیه

من شیفتام تموم شد برگشتم خونه

علیرضا درگیر امتحاناته

همچی عالیه خدارو شکر 💛

.

.

.

+بعدا باز بیشتر مینویسم 👌🏼

++ فاطمه وبلاگت برام بالا نمیومد

1067

نیلو جان سوزن بخیه نیم دایره ‌س برای اینکه بشه از پوست خارج کرد اگه صاف باشه نمیشه 😁💛

1066

من قبلا اینجوری بودم که لباس و کفش نویی چیزی میگرفتم نمیپوشیدم یه مدت مثلا دو دفعه ی بعدی رو با کفش قبلیم میرفتم نه که مثلا بگم نوئه خراب میشه و این چرت و پرتا بدون دلیل نمیپوشیدم ، الان همون لحظه میپوشم ، از اثرات بزرگ شدن این بود که همون لذتی که در لحظه وجود داره رو به تعویق نندازم ، حالا این مثال کوچیکش بود شما تعمیم بدین به کل زندگی

1065

بچه بودم شاید ۶ ساله یه روز موقع نهار بود یهو خیلی دلم گرفت ، خیلی خیلی زیاد ، بچه بودم نمیتونستم کنترل کنم ، زدم زیر گریه مامانم پرسید چیشده الکی گفتم خواهرم فلان کارو کرده ، منو دعوا کرد ، بیشتر دلم گرفت ...

هنوزم همونه ، هنوزم نمیتونم حرف بزنم ، میپرسن چیشده ؟ میگم خستم ، میپرسن چیشده ؟ میگم حوصله ندارم ، میپرسن چیشده؟ بهانه میگیرم به شیفت و بیمارستان ولی حقیقت اینه اندازه ی یه عمر دلم گرفته

1064

راجع به پست قبلی میدونم که رنگ اتیش ربطی به رنگ کاغذ رنگی نداره ولی من یادمه که اتیش برا یه مدت خیلی کوتاه سبز میشد ، شاید اینم جزو خوابایی بوده که دیدم

1063

خیلی رندوم یادم اومد تو بچگی اتیش که روشن میکردیم یه تیکه کاغذ رنگی ابی مینداختم تو اتیش رنگ شعله‌ش برا یه لحظه سبز میشد خیلی باحال بود

.

.

.

.

+ من بازیام با خواهرم اینجوری بود که سودوکو حل میکردیم هر کی زودتر حل کنه 😂

1062

چی میشد اگه علیرضا نمیرسید ؟

زندگیم چجوری میشد

خوبه که هست

خداروشکر که هس

1061

انسان هایی که پول دارند ولی برای آسایش خودشون خرج نمیکنن منو متعجب میکنن همیشه

.

.

.

.

+ تاکید دارم رو این نکته که پول دارن ولی استفاده نمیکنن

1060

حدود یک هفته ای میشه که چیزی ننوشتم

حالم خوبه

همچی خوبه

همچی عالیه

همین نیم ساعت پیش با علیرضا بیرون بودم 💛

1059

یه سال شد !

مبارکمون باشه 😍💛

1058

قند عسلم 💛

1057

امروز بخیه زدم و فهمیدم نه تنها اسونه بلکه چقد خوشم میاد ازین کار 😁

1055

امروز که رفتم شام بخورم عسلمو دیدم لباسی که گرفته بودم براشو پوشیده بود نمیتونستم نیشمو ببندم ، اینقد که مااااه شده بود ، اینقد که جذابه این پسر ، اینقد که به دل میشینه 🫠💛

1056

چش قشنگم 💛

1054

اونی که امروز میخواست چای بخوره و دوش بگیره و به خودش برسه تا یکم حالش بهتر شه ولی اینقد رفت تو گوشی هم سردردش بدتر شد هم چشاش سوخت کیه ؟

احسنت ! ملیکا

1053

واقعا حرف علیرضا درسته و من چون خیلی در ارتباطم با بیمارستان و اینا خیلی چیزا برام عادی شده

داشتم عکسایی که از گل قشنگم گرفته بودم رو نشون علیرضا میدادم رفت رو عکس بخیه‌ی انگشت یه بچه

بعد دیدم اونقدری که دیدن این عکس برا من عادیه برا اون نیس و احساس بدی بهش میده

دوباره عکس رو زوم کردم گفتم ببین بخیه زدن خوب میشه انگشتش

ولی خب بعدش کرم درونم بهم غلبه کرد و عکس یه بریدگی دیگه رو نشونش دادم که تاندونش دیده میشد 😁

.

.

‌‌.

+ من جونمو برا این پسر میدم اینقد که ماااهه

++ امروز یه مریض کد خورد و بعد ۴۵ دقیقه cpr و ماساژ قلبی و اکسیژن‌رسانی فوت شد ، و ما وایسادیم که اتصالاتشو جدا کنیم ، الانم که مینویسم حالم یه جوری میشه ، بالاسر کسی بودیم که جونی نداشت ، خیلی تلخه ، میدونم نوشتنش ممکنه حال شما که میخونید رو هم بد کنه ولی پرستاری خیلی خیلی ناسازگار با روحیه‌ی منه

1052

قدر شغل تضمین شده ی آینده‌ت رو بدون

حتا اگه زیاد ازش خوشت نمیاد و دوسش نداری

ولی قدرشو بدون

1051

عه یاد گرفتم ساعتمو چجوری خاموش کنم آخ جون 😍

1050

عسلم برام هدیه خریده

اسمارت واچ و ایرپاد

با یدونه رز زرد 😭💛

من جونم بدم براش کمه

اینقد ذوق کردم قشنگ چن ساعت درگیرش بودم

کلی با گل درگیر بودم عکس بگیرم و این حرفا

بعد با ساعت که تنظیماتشو درست کنم

بعد با هندزفری قشنگم 🫠🫠🫠