یکی از سخت ترین دوره های مریضی که طی کردم مهر ۴۰۲ بود

یعنی از خوابگاه که میرفتم دانشکده احساس میکردم کیلومتر ها راه رفتم ، نفس کم میاوردم ، احساس کوفتگی شدید داشتم و خلاصه جزو بدترین مریضی هایی بود که تجربه میکردم

و چیزی که بدترش میکرد این بود که اول ترم بود و مجبور بودم روزی چند بار برم دانشکده

چرا اینو نوشتم ؟ چون فک میکتم دارم مریض میشم

.

.

پ.ن : البته که خستگی دیروز بی تاثیر نیس