1243
امروز رفتم بیمارستان برای تعیین بخش ، مترون نبود
منم با خوشالی برگشتم خونه و دیگه نرفتم
استرسم تا فردا کمتر میشه مطمئنم
.
.
.
+ به طرز عجیبی این دو روز که کار اداری داشتم همه خیلی مهربون بودن ، همه از یک طرف ، خیلی مهربون و کار راه بنداز ، از کمکی بگیر تا رییسشون ، خدارو شکر واقعا ، امیدوارم انرژی مثبتشون چند برابر به خودشون برگرده ، حتا وقتی تایم اداری رو به پایان بود حداکثر کمکشونو کردن کارمون تموم شه ، اینا به کنار ، مترون بیمارستان هم خیلی مهربون بود ، پرستاری که اتفاقی تو معاونت درمان دیدیم هم همینطور ، اون دختر خوشگله تو تریاژ بیمارستان که ازش سوال پرسیدم هم همینطور ، چقد همچی داره اروم پیش میره و چقد این مهربون بودنشون از استرسم کم کرد ، حتا حتا حتا حراست که معمولا همجا فاز نصیحت برمیدارن هم خیلی مهربون بود ، من برای کارای یکی از درسام رفته بودم ستاد ولی رفته بودم معاونت آموزشیش ، اونا اصلا شبیه اینا نبودن ، واقعا خدارو شکر
++ خدایا به من صبری بده که بتونم جوری باشم که بعدا بقیه هم از من همینقد انرژی مثبت بگیرن 💛
یا مرا