1371
اینو بنویسم و برم سراغ شیفت امشب و امیدوارم که خوب باشه شیفت
دیروز علیرضامو دیدم یعنی دیروز صبح که از شیفت برگشتم حالم خوب نبود ، بعدشم یه سری چیزا شد خیلی بهم ریختم ، کاملا خودخواهانه و بی فکر به علیرضام پیام دادم گفتم عصر میای اینجا ، و قربونش بشم قبول کرد ، انتظار نداشتم قبول کنه ازین جهت که سرش شلوغه اونور ولی قبول کرد ، پسر مهربونم کلا یه ساعت اینجا بود و دو ساعت تو راه ، خیلی خیلی زحمت کشید و هرچی تشکر کنم کمه ، ولی نیاز داشتم
اومد و رفتیم کافه و حرف زدیم و غر زدیم و خندیدیم
یه قسمت از ویدئویی که دیروز گرفتم رو دیشب استوری کردم و هر بار میبینم میخندم
نیکا ریپلای زد و ازمون تعریف کرد
امروز صبح خوب بود شیفت
امیدوارم امشب هم خوب باشه
فعلا خوبم و امیدوارم اوضاع برای علیرضا هم سریع روال بشه و جفتمون با انرژی باشیم
علیرضا دست خداعه تو زندگی من ، اینجوری که احساس میکنم خدا برای اینکه نشون بده حواسش به منه علیرضارو فرستاده برام
یا مرا