اولین گزارش مریض ایست قلبی رو نوشتم ، البته که برگشت خدارو شکر ، ولی ترس عجیبی داشتم از نوشتنش و خب ترسم ریخت ، خستم ؟ خیلی خیلی زیاد ، از این شغل واقعا بدم میاد ، به عنوان وظیفه بدم میاد ، من ادم اضطرابای این شکلی نیستم ، و بازم میگم علیرضا نوره ، واقعا نوره ، همین که هست امیده برام ، رنگه به زندگیم ، قربونش میشم و فداش میشم و خدارو سپاس میگم بابتش