با علیرضا بیرون بودم

قبل فارغ‌التحصیلیش و برگشتنش به اصفهان فقط میتونم یه بار دیگه ببینمش

ناراحتم ؟ اره ولی خب شک ندارم و مطمئنم آینده قراره قشنگ باشه

یه عالم خاطره دارم باهاش

چه شبایی که مینشستیم تو پارک من ستاره هارو میدیدم اون اهنگ گذاشته بود و باهم حرف میزدیم و من به این فک میکردم چرا این سه تا ستاره مدت طولانیه هر شب همینجان ( صورت فلکی شکارچی )

بعدشم از اون مسیر همیشگی برمیگشتیم کنار مسجد نزدیک خوابگاه باهم خدافظی میکردیم و من برمیگشتم خوابگاه ، هرشبم بهش میگفتم منو نگاه کن وقتی خدافظی میکنی اونم میخندید

خاطره خیلی خیلی زیاده

خیلی زیاد

ولی خب

با تو همچی داره میشه شروع

عمیقا معتقدم این تازه شروعشه 💛