623
آدمای زیادی تو پارک بودن ، ما کلا خانواده ی اهل تفریح و سفر و اینا نیستیم ولی دلتنگ اون موقعایی شدم که سیزده بدر میرفتیم بیرون بابام کباب درست میکرد خواهرام عکس میگرفتن ، مامانم میگفت از طبیعت لذت ببرید و من تو افکار خودم غرق بودم
بعدش یه جا فوتبال بازی میکردن ، رفتیم چند دقیقه تماشا کنیم ، انگاری شرط بسته بودن سر ۲۰ تا گل ، خیلی خوب بود ، شوخی های بابای خونواده ، هیجان دادنای مادر خونواده ، تشویقاشون ، تماشاش واقعا لذت بخش بود
.
.
+ خنده های علیرضا آخیش منه ، چه تو چت ، چه پشت تلفن و مخصوصا حضوری ... اینجوریم که : قربونت برم تو فقط بخند گور بابای دنیا 🫠
++ همیشه دیدن شادی بقیه منو به وجد آورده ، دوس دارم ببینم بقیه حالشون خوبه
+ [ پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۳ ] [ 2:51 ] [ Meli ]
|
یا مرا