645
باتری اجتماعی بودنم به شدت خالی شده و دلم نمیخواد جایی باشم میرم دانشکده بر میگردم سرمو میندازم پایین مجبور نشم با کسی سلام احوال پرسی کنم کل تایمی هم که خوابگام یا خوابم یا بیرون اتاق هندزفری زدم
.
.
.
+ کتابو گرفتم که بیکار بودنم زیاد به چش نیاد
++ گفتش که " یهو فراموششون نکن بذار کنار " ولی خب میدونستم بخوام بخوام این اتفاق میوفته وقتی برگردن و افتاد
+++ نسبت به آدم جدید بسیااارررر مقاومت دارم
+ [ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ ] [ 0:48 ] [ Meli ]
|
یا مرا