دوتا نکته که اذیتم میکنه رو بگم

اول اینکه نمیدونم این احساس از کجا منشا گرفته که بابت کارایی که خودم مقصرشون نیستم استرس میگیرم و نمیگم به خونوادم ، نمیدونم شاید میترسم به من برچسب بی عرضه بودن بزنن ، نمیدونم ، ولی استرسی که متحمل میشم سر هیچی واقعا زیاده ، البته که دارم باهاش مقابله میکنم و سعی میکنم صحبت کنم

دوم اینکه از یه رفتار مامانم به شدت بدم میاد و عصبیم میکنه ، اونم اینکه وقتی یه کاری داره ، یا میخواد بگه فلان کارو بکن به جای اینکه مستقیم حرف بزنه با تیکه حرف میزنه ، مثلا میگه بسه اینقد سرت تو گوشیه برو فلان کارو بکن ، اه ملیکا چقد تنبلی پاشو اینجارو تمیز کن ، ملیکا تو هم به یه دردی بخور فلان کن

.

.

.

+ البته که کلا خیلی تیکه میندازه و به شدت رو مخمه